گوشت بوقلمون گوشت معجزه گر

در صورتی که می خواهید خدای ناکرده دچار بیماری های سرطان سینه، پروستات، بیماری MS ، آرتروز، افسردگی و اعصاب نشوید و اسید اوریک، اوره و چربی خون شما بالا نرود گوشت بوقلمون را جایگزین تمامی گوشت های مصرفی خانواده بنمایید.
 
 
1 )  طبق آزمایشات انجام شده فسفر موجود در بوقلمون چهار برابر میگو می باشد که یک غذای دریایی است همچنین بهتر است که بدانید 80% عامل تشکیل کلسیم در استخوان های بدن فسفر می باشد و میزان فسفر در بوقلمون 238 mg/100g می باشد.
 
2 )  پروتئین موجود در بوقلمون 81/28 بیشتر از هر گوشتی است؟
 
3 )  آیا می دانستید بوقلمون فاقد اوره و اسید اوریک نسبت به گوشت های دیگر است که طبق تحقیقات انجام شده اسید اوریک یکی از عوامل سکته مغزی می باشد؟
 
4 )  آیا می دانستید گوشت بوقلمون به علت عدم وجود چربی میان بافتی حجم گوشت در هنگام پخت بعکس گوشت مرغ گوساله/ گوسفند و ... کم نمی شودو در نهایت مرغ بعد از پختن 55%، گوشت 60% و بوقلمون 85% گوشت پخته به دست می آید؟
 
5 )  آیا می دانستید بوقلمون دارای انواع ویتامین B از جمله B1/B3/B6/B12 به میزان 7.7mg/100gr است و برای جلوگیری از افسردگی و بیماری MS و از بین بردن کم خونی مؤثر است.
 
6 )  آیا می دانستید در بوقلمون مقدار زیادی امگا 3 وجود دارد که باعث باز شدن مجاری عروق بدن و پائین آورنده کلسترول می شود و از مزمن شدن بیماری ها جلوگیری می کند.
 
7 )  آیا می دانستید اسیدهای آمینه ای به نام تریپتوفان 35 mg/100g می باشد که در بدن تبدیل به پروتئین می شود که عامل شادابی است. اسیدهای آمینه در مرمت سلول های ماهیچه ای و اندام بدن، ناخن، پوست، مو و غدد ترشحی نقش بسیار بسزایی دارد و برای ورزشکاران بسیار مفید می باشد.
 
8 )  در بوقلمون کلسیم 98mg/100g و برای کلیه افراد بخصوص خانم ها بسیار مفید است و همچنین کلسیم باعث کاهش کلسترول و فشار خون می شود؟
 
9 )  آیا می دانستید که چربی و کلسترول موجود در بوقلمون کمترین چربی و کلسترول نسبت به گوشت گوساله/ گوسفند مرغ و سایر گوشت هاست یعنی  تا  دیگر گوشت هاست.
10 )  آیا می دانستید پتاسیم موجود در بوقلمون 935 mg/100g بیشترین پتاسیم در تمام گوشتهاست؟
> پتاسیم ضد سرطان است و برای جلوگیری از سرطان سینه در خانم ها بسیار مؤثر بوده همچنین در ساختمان قلب و ماهیچه ها و خون نقش مهمی دارد، وجود آن عامل مهمی برای بسته نشدن سرخرگها و مشکلات وریدی است همچنین پتاسیم در کاهش کلسترول نقش مهمی دارد.
> پادرد عمدتاً نتیجه کمبود پتاسیم و منیزم بدن، اسپاسم ماهیچه انسداد و تنگ شدن سرخرگ، مشکلات وریدی تأثیر سوء دیابت روی عضلات، اعصاب پا، رگ گرفتگی و ... تورم مفاصل است.
11 )  آیا می دانستید 45 mg/100g سلنیوم در بوقلمون چه اهمیتی دارد؟
> سلنیوم همراه با کلسیم، پتاسیم و ویتامین 
B6-C-D و روی که همگی در گوشت بوقلمون است ضد کلیه سرطان ها بخصوص سرطان پروستات و سینه می باشد. سلنیوم تنظیم متابولیسم را به عهده دارد و برای از بین بردن سلول های غیر نرمال مؤثر بوده و اگر گوشت بوقلمون با قارچ و گوجه فرنگی میل شود خاصیت ضد سرطانی آن افزایش پیدا می کند.
12 )  آیا می دانستید میزان سدیم 33mg/100g در گوشت بوقلمون می باشد از بیماری های قلبی جلوگیری می کند و باعث تنظیم فشار خون می شود و همچنین سدیم عامل جذب کلسیم و فسفر در بدن می باشد؟
13 )  آیا می دانستید روی در بوقلمون 63mg/100g بوده و روی باعث رشد خردسالان می شود ضد سرماخوردگی است و به ساختن DNA و هورمون مردانه در بدن کمک می کند و همچنین روی باعث تنظیم سن بلوغ در افراد می شود.
14 )  و بالاخره آیا می دانستید بوقلمون دارای ماده ای به نام COQ 10 (اکسیر جوانی) می باشد که برای جلوگیری از پیری زودرس مفید است.
پس بی جهت نیست طبق تحقیقات دانشگاه کالیفرنیا در روزنامه خبر مورخه 28/2/87 گوشت بوقلمون گوشت معجزه گر حتی بهتر از ماهی معرفی شده است.

معنی واژه های دختر و پسر برگرفته از ایران باستان

مرد از مُردن است . زيرا زايندگي ندارد .مرگ نيز با مرد هم ريشه است.

زَن از زادن است و زِندگي نيز از زن است .
دُختر از ريشه « دوغ » است که در ميان مردمان آريايي به معني« شير « بوده و ريشه واژه‌ي دختر « دوغ دَر » بوده به معني « شير دوش » زيرا در جامعه کهن ايران باستان کار اصلي او شير دوشيدن بود .به daughter در انگليسي توجه کنيد. واژه daughter نيز همين دختر است gh در انگليس کهن تلفظي مانند تلفظ آلماني آن داشته و « خ » گفته مي شده. در اوستا اين واژه به صورت دوغْــذَر doogh thar و در پهلوي دوخت آمده است.دوغ‌در در اثر فرسايش کلمه به دختر تبديل شد.

اما پسر ، « پوسْتْ دَر » بوده . کار کندن پوست جانوران بر عهده پسران بود و آنان چنين ناميده شدند.

پوست در، به پسر تبديل شده است .در پارسي باستان puthar پوثرَ و در پهلوي پوسَـر و پوهر و در هند باستان پسورَ است
 
در بسياري از گويشهاي کردي از جمله کردي فهلوي ( فَيلي ) هنوز پسوند « دَر » به کار مي رود . مانند « نان دَر » که به معني « کسي است که وظيفه‌ي غذا دادن به خانواده و اطرافيانش را بر عهده دارد .»

 حرف « پـِ » در « پدر » از پاييدن است . پدر يعني پاينده کسي که مي‌پايد . کسي که مراقب خانواده‌اش است و آنان را مي‌پايد .پدر در اصل پايدر يا پادر بوده است. جالب است که تلفظ « فادر » در انگليسي بيشتر به « پادَر » شبيه است تا تلفظ «پدر» !

 خواهر ( خواهَر ) از ريشه «خواه » است يعني آنکه خواهان خانواده و آسايش آن است. خواه + ــَر يا ــار . در اوستا خواهر به صورت خْـوَنگْهَر آمده است .
بَرادر نيز در اصل بَرا + در است . يعني کسي که براي ما کار انجام مي‌دهد. يعني کار انجام‌دهنده براي ما و براي آسايش ما .

« مادر » يعني « پديد آورنده‌ي ما » .

ده توصیه ی دوستانه ی یک آدم افسرده  

۱)  مدرسه رفتن بی فایده است چون اگه باهوش باشی معلم وقت تو رو تلف میکنه

 اگه خنگ باشی تو وقت معلمو.

۲) دنبال پول دویدن  بی فایده است چون اگه بهش نرسی از بقیه بدت میاد اگه بهش

 برسی بقیه از تو.

۳) عاشق شدن بیفایده است چون یا تو دل اونو میشکنی یا اون دل تورو یا دنیا دل

 هردوتونو.

۴) ازدواج کردن بی فایده است چون قبل از 30 سالگی زوده بعد از 30 سالگی دیر.

۵) بچه دار شدن بی فایده است چون یا خوب از آب در میاد که از دست بقیه به عذابه

 یا بد از آب در میاد که بقیه از دستش به عذابن.

۶) پیک نیک رفتن بی فایده است چون یا بد میگذره که از همون اول حرص میخوری یا

 خوش میگذره که موقع برگشتن غصه میخوری.

۷) رفاقت با دیگران بی فایده است چون یا از تو بهترن که نمیخوان دنبالشون باشی یا ازشون بهتری که نمیخوای دنبالت باشن.

۸) دنبال شهرت رفتن بیفایده است چون تا مشهور نشدی باید زیر پای بقیه رو خالی

 کنی ولی وقتی شدی بقیه زیر پای تو رو خالی میکنن.

۹) انقلاب کردن بی فایده است چون یا شکست میخوری و دشمن اعدامت میکنه یا

 پیروز میشی و دوست اعدامت میکنه.

۱۰) وبلاگ نویسی بی فایده است چون یا خوب مینویسی که مطلبتو میدزدن و حرص

 میخوری یا بد مینویسی که مطلبتو نمیخونن و حرص میخوری.(البته در هر دوحال

 فحشو میخوری :)



برنامه بازی های جام جهانی 2010

برای دیدن برنامه کامل بازی ها به ادامه مطلب بروید

کی برنده میشه ؟؟؟؟؟؟؟

ادامه نوشته

پنجاه سال دیگه همینجا ............*

 ایران خودرو: هفتاد و نهمین مدل پژو با نام پژو
xd-870-pl q
آماده عرضه به بازار است که نسبت به مدل قبلی تحول زیادی داشته.

طول آنتن آن 10 سانتی متر افزایش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط 45 میلیون تومان گران تر است.

* برای اولین بار ایران به دور دوم مسابقات جام جهانی راه یافت.

* دولت موفق شد نرخ تورم را کاهش داده و آنرا از 63% به 62.5% برساند.

* یکصد و شصت و سومین قطعنامه شورای امنیت در مورد فعالیتهای هسته ای ایران به تصویب رسید. در عین حال رئیس آژانس هسته ای اعلام کرد علیرغم هشتصد و سی و دومین گزارش ایران در مورد فعالیتهای هسته ای هنوز ابهاماتی در این زمینه وجود دارد که امیدواریم به زودی بر طرف شود.

* به علت اتمام ذخایر نفت و گاز دولت در اطلاعیه ای از مردم عزیز ایران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جویی نمایند.

* یکی از نمایندگان مجلس خواهان کاهش سن ازدواج شد. وی گفت دولت با تدابیر صحیح و اصولی سعی دارد متوسط سن ازدواج دختران را از 50 سال به 45 سال کاهش دهد. همچنین وی گفت در نظام طبیعت اصولا مرد نیز مانند زن حق مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را دارد.

* نیروی انتظامی کرج چند سارق را که به سرقت دیش های ماهواره مردم اقدام می کردند دستگیر کرد و دیش های مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.

* شورای نگهبان 2999 نفر از 3000 کاندیداهای اصلاح طلب نمایندگی مجلس را رد صلاحیت کرد.

* به علت برخی مشکلات و نواقیص، چشم انداز 20 ساله باز هم تمدید شد.

* قیمت هر کیلو مرغ به هفت میلیون تومان رسید. جالب است بدانید در 50 سال قبل مردم با هفت میلیون می توانستند یک اتومبیل بخرند.

* رؤسای جمهوری اسلامی انگلیس و جمهوری اسلامی آلمان از عمل نشدن و عدم اجرای صحیح اسلام در ایران ابراز نگرانی کردند.

* امسال مراسم سالروز پیروزی انقلاب از 4 ماه به 5 ماه افزایش می یابد.

* 70 درصد مردم زیر خط فقر زندگی میکنند این در حالیست که این آمار نسبت به سال قبل کاهش خوبی را نشان می دهد.

* از این به بعد صدا و سیما برای انتخاب مجریان زن، مسابقه ملکه زیبایی برگزار می کند.

* نیروگاه اتمی بوشهر به زودی به بهره بر داری می رسد.

* مدیرعامل سایپا: با تکیه به دانش بومی تانک و تراکتور پراید را طراحی کردیم.

* شرکت ایرباس، طی شکایتی به سازمان ملل خواستار آزاد سازی هواپیماهایش از دست ایران شد و خاطر نشان کرد که این هواپیماها 70 سال پیش از رده خارج شده اند

گیر بازار

چرا امروز فقط گير داديم به مردم ايرون ؟!
 
براي اينكه :

 
فقط یک ایرانی استعداد چت کردن همزمان با ۱۸ آی دی یاهو رو داره!

فقط یک ایرانی هنگام دور زدن با ماشین، بجای استفاده از راهنما، دستش رو بیرون از ماشین میاره!

فقط یک ایرانی میتونه بوسیله بوق ماشین از سلام و احوالپرسی گرفته تا فحش ... استفاده کنه!
 
فقط در ایرانه که بعد از مراسم ازدواج به عروس و داماد به جای آرزوی خوشبختی انواع راه های کشتن گربه دم حجله را آموزش می دهند.

فقط در ایرانه که اگه دختری بهت محل نمی گذاره میگن می گن عاشقته! و اگر پسری بهت محل نمی زاره اوا خواهره!

فقط در سریال های ایرانیه که آدم خوباش فقیرند و پر از اعتقاد و آدم بداش پولدارند و دزدند و به هیچ وجه آدم ها نمی تونند هر دو خصلت را
 داشته باشند

فقط یک خواننده زن ایرانی، این نبوغ رو داره که با لباس شب بتونه تو کوه و کمر آواز بخونه

فقط یک پسر ایرانیه که بعد از ازدواجش تازه بیاد دوران شیرخوارگیش میوفته و به مادرش وابسته میشه (همون بچه ننه رو ميگما كه گير قبلي بود!! لول)

فقط یک فروشنده ایرانیه که اگه وارد فروشگاه بشی و مثلا یک پیراهن را ازش بخوای بیاره تا پرو کنی میگه "اگه میخری بیارمش"

فقط در ایرانه که بعد از یک تصادف ساده ممکنه قتل اتفاق بیوفته

فقط خانمهای ایرانی هستند که دچار عارضه پوستی هستند و رنگ پوست صورت با گردنشون 6 درجه فرق میکنه

فقط در ایرانه که داشتن زن با 7،8 تا دوست دختر امری اجتناب ناپذیره

فقط در عروسی ایرانیه که تعداد بچه ها از تمام میهمان ها و خدمه بیشتره

فقط یک مرد ایرانیه که مامانش رو بیشتر از زنش دوست داره

فقط در رستوران ایرانیه که تو بجای معاشرت با کسایی که باهاشون اومدی، بر و بر میز روبروت رو نگاه میکنی

فقط یک خانم ایرانیه که توی سوپر مارکت، سلمونی، مهمونی، صف مرغ و تخم مرغ، کفش پاشنه 25 سانتی میپوشه

فقط در ایرانه که توی مهمونی، آدمها بجای معاشرت کردن و شاد بودن فقط به دنبال ایراد گرفتن و سوژه کردن هستند!

فقط در ایرانه که تا یه مهمون خارجی میاد سریع دور و برش جمع می شن و می پرسن اجاره خونه اون ور آب چقدره؟

فقط یک پدر بیچاره ایرانیه که مجبوره خرج بچه هاشو تا زنده است بده بعد هم بگن بیچاره سنی نداشت سکته کرد!

فقط در ایرانه که ابروی دختراش 6 خط بالاتره

فقط در ایران بعد از طلاق، زنه فاسد بوده و مرده دیوانه!

فقط یه دختر ایرانی این استعداد رو داره که توی گرمای تابستون چکمه بپوشه و توی سرمای زمستون صندل !

فقط یک ایرانیه که توی رستوران بعد از خوردن غذاش درخواست ظرف یکبار مصرف میده تا 2 لقمه باقیمونده غذاشو ببره خونه چون فکر میکنه پول داده !

فقط یک ایرانیه که تو رستوران سالاد را شخم میزنه و قبل از اینکه غذا رو براش بیارن سیر میشه !

فقط یک پدر و مادر ایرانی هستند که چه بچشون 4 سال داشته باشه چه 40 بازم این اجازه را دارن که حتی به آب خوردن بچشون نظارت کامل داشته باشن !

فقط ایرانی ها هستند که معتقدن که هنر، فقط و فقط نزد خودشونه !

فقط ایرانی ها هستند که در فرودگاه ها یه 40/50 کیلو اضافه بار دارن !

فقط یک خانم ایرانی میتونه که در یک استخر هتل 5 ستاره با گن و لباس زیر بیاد تو آب چون فکر میکنه هر گردی گردوست !

فقط ایرانیها هستند که باز هم در رستوران همون هتل دوربین بدست از غذا و همه توریستهای دیگه در حال خوردن غذا بدون اجازه فیلم میگیره تا به همه بگه من کجا بودم !

فقط در اداره های دولتی ایرانه که هیچ وقت حق با مشتری نیست و هر یک از کارکنان خود مدیر کل آن اداره هستند و در ضمن به نشانه خاکی بودن کفشهاشونو زیر میز پارک میکنند و با دمپایی در اداره ميچرخه!

فقط در اداره های دولتی ایرانه که امکان داره پرونده های شما گم بشه...!

فقط در ایرانه که پسر به پسر تیکه میندازه تا پیش دوست دخترش کلاس بزاره!

فقط یک ایرانی هست که پیش از یاد گرفتن کامپیوتر، می تونه فیلتر رو دور بزنه!

آیا می دانید ؟

کانادا یک واژه هندی به معنی روستای بزرگ می‌باشد.
جلیقه ضد گلوله، برف پاک‌کن شیشه خودرو و پرینتر لیزری همگی اختراعات زنان می‌باشد.
خرگوش‌ها و طوطی‌ها بدون نیاز به چرخاندن سرخود، قادرند پشت سر خود را ببینند.
سگ‌های شهری بطور متوسط ٣ سال بیشتر از سگ‌های روستائی عمر می‌کنند.
در امریکا سالانه ١٥ نفر بر اثر گاز گرفتگی توسط سگ‌ها، جان خود را از دست می‌دهند.
مادر و همسر گراهام بل، "مخترع تلفن" هر دو ناشنوا بودنداند.
١٠ درصد وزن بدن انسان (بدون آب) را باکتری‌ها تشکیل می‌دهند.
١١ درصد جمعیت جهان را چپ دستان تشکیل می‌دهند.
از هر ١٠ نفر یک نفر در سراسر جهان، در جزیره زندگی می‌کند.
٩٨ درصد وزن آب از اکسیژن تشکیل یافته است.
یک اسب در طول یک سال، هفت برابر وزن بدن خود غذا مصرف می‌کند.
رشد دندان‌های سگ آبی، هیچگاه متوقف نمی‌گردد.
چیتا قادر است درحد سرعت خود، گام‌هایی به طول ٨ متر بر دارد.
شمپانزه‌ها قادرند مقابل آینه چهره خود را تشخیص دهند، اما میمون‌ها نمی‌توانند.
روشنائی قرص کامل ماه، برابر هلال ماه می‌باشد.
یک خرس قادر است با سرعت یک اسب بدود.
اسب‌ها قادرند در حالت ایستاده بخوابند.
کانگرو‌ها قادرند ٣ متر به سمت بالا و ٨ متر به سمت جلو بپرند.
گونه‌ای از خرگوش قادر است، دوازده ساعت پس از تولد جفت‌گیری کند.
دارکوب‌ها قادرند ٢٠ بار در ثانیه، به تنه درخت ضربه بزنند.
سالانه ٥٠٠ فیلم در امریکا و ٨٠٠ فیلم در هند ساخته می‌شود.
تمامی پستانداران به استثاء انسان و میمون، کور رنگ هستند.
تمام قوهای کشور انگلیس، جزء دارایی‌های ملکه انگلیس می‌باشد.
موریانه‌ها قادرند تا ٢ روز زیر آب زنده بمانند.
فیل‌ها قادرند روزانه ٦٠ گالن آب ٢٥٠ کیلو‌گرم یونجه مصرف کنند.
جغد‌ها قادر به حرکت دادن چشمان حود در کاسه چشم نمی‌باشند.
٨٠ درصد امواج مایکروویو تلفن‌های همراه، بوسیله سر جذب می‌شوند.
قد فضانوردان هنگامی که درفضا هستند، ٥ تا ٧ سانتیمتر بلندتر می‌گردد.
بلژیک تنها کشوری است که فیلم‌های غیراخلاقی را سانسور نمی‌کند.
موز پر مصرف‌‌ترین میوه کشور آمریکا است.
در تمام انسان‌های کره زمین، ٩٩٩ شباهت ژنتیکی وجود دارد.
قلب انسان بطور متوسط ١٠٠ هزار بار در سال می‌تپد.
سطح شهر مکزیک، سالانه ۲۵ سانتیمتر نشست می‌کند.
٥٠ درصد جمعیت جهان هیچگاه در طول حیات خود از تلفن استفاده نکرده‌اند.
در هر ٥ ثانیه، یک کامپیوتر در سطح جهان به ویروس آلوده می‌شود.
ظروف پلاستیکی ٥٠ هزار سال طول می‌کشد تا در طبیعت شروع به تجزیه شدن کند.
موشهای صحرائی سالانه یک سوم منابع و ذخائر عذائی جهان را نابود می‌سازند.
٥.٩٨ درصد از ژن‌های انسان و شامپانزه یکسان می‌باشد.
عمر سنجاقک‌ها تنها ٢٤ ساعت است.
آدلف هیتلر گیاه‌خوار بوده است.
قلب میگو در سر آن است.
قلب وال‌ها تنها ٩ بار در دقیقه می‌تبد.
لئوناردو داوینچی مخترع قیچی می‌باشد.
پلنگ‌ها قادرند تا ارتفاع ٥ متر به بالا بپرند.
٧٠ درصد فقرای جهان را زنان تشکیل می‌دهند.
اختراع پیچ‌گوشتی، بیش از اختراع پیچ صورت گرفت.
اغلب مار‌ها دارای ٦ ردیف دندان می‌باشند.
٩٠ درصد سم مار‌ها از پروتئین تشکیل شده است.
٣/٢ آدم‌ربایی‌های جهان در کلمبیا به وقوع می‌پیوندد.
٣/٢ اعدام‌های جهان در کشور چین بوقوع می‌پیوندد.
سرود اصلی کشور یونان منشکل از ١٥٨ بیت می‌باشد.
نور خورشید ٨ دقیقه طول می‌کشد تا به زمین برسد.
خودروسازی، بزرگ‌ترین صنعت در جهان می‌باشد.
در هر دو هفته یک زبان در جهان منقرض می‌گردد.
عمر تمساح بیش از ١٠٠ سال است.
تمساح‌ها قادرند آرواره‌های خود را با نیروی ١٣٠٠ کیلو‌گرم ببندند.
قلب یک جوجه تیغی در حالت عادی ١٩٠ بار در دقیقه می‌تپد، که دوران خواب زمستانی به ٢٠ بار در دقیقه کاهش می‌یابد.
مزه سیب، پیاز و سیب زمینی یکسان می‌باشد و تنها بواسطه بوی آنهاست که طعم‌های متفاوتی می‌یابند.
یک کوه آتشفشان قادر است ذرات ریز و گرد و غبار را تا ارتفاع ٥٠ کیلومتری به فضای اطراف پرتاب کند.
مدت زمان گردش سیاره عطارد بدور خود دو برابر مدت زمان گردش آن بدور خورشید است.
سم مارهای قهوه‌ای استرالیا تا حدی مهلک می‌باشد که ٠٠2.٠ گرم از سم این مارها می‌تواند یک انسان را بکشد.
هرگاه جمعیت کره زمین به ١٠٠ نفر کاهش یابد، ٥٠ درصد پول جهان در دست ٦ نفر قرار خواهد گرفت.
یک گاو بطور متوسط سالانه ٢٣٠٠ گالن شیر تولید می‌کند.
"ون گوگ" در طول حیات خود، تنها یکی از نقاشی‌های خود را بفروش رساند.
گربه‌های خانگی ٧٠ درصد وقت خود را در خواب سپری می‌کنند.

آخرين کلمات شخصيتهای مختلف قبل از مرگ

 آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟
آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليه‌ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟
آخرين کلمات يک جلاد: ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد...
آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين کلمات يک خون‌آشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود!
آخرين کلمات يک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرنده‌ام!
آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم...
آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نميخوام، همه‌اش سه نفرند...
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها...
آخرين کلمات يک گروگان: من که ميدونم تو عرضهء شليک کردن نداری...
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره...
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين کلمات يک ملوان: من چه ميدونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرين کلمات يک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟



کلاسهای ویژه آقایان و خانم ها

مرکز آموزش بزرگسالان برگزار می‌کند:
کلاس‌هاى پائيزه براى آقايان
ثبت نام تا پايان شهريور ماه

توجه: به دليل پيچيدگى و مشکلى موضوعات، براى هر کلاس بيش از ٨ نفر ثبت نام نمی‌شود

کلاس ١
چگونه جايخى را پر می‌کنند؟
برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمايش اسلايد
مدّت: ٤ هفته، دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٢
آيا دستمال توالت خود به خود عوض می‌شود؟
برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا ٢٠

کلاس ٣
مسئوليت پذيري در قبال سطل زباله بردن يا نبردن ؟
برگزارى به صورت کار عملى و گروهى
مدّت: ٤ هفته، يکشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٤
تفاوت‌هاى بنيادى بين سبد لباس‌هاى کثيف و کف زمين
برگزارى به صورت نمايش فيلم با توضيحات تکميلى
مدّت: ٣ هفته، پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٤ تا ١٦

کلاس ٥
آيا ظرف‌هاى غذا می‌توانند خودشان پرواز کنند و در سينک آشپزخانه فرود آيند؟
برگزارى به صورت نمايش ويديويى
مدّت: ٤ هفته، سه‌شنبه و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٦
گم کردن ريموت کنترل و از دست دادن هويت
برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروه‌هاى پشتيبان
مدّت: ٤ هفته، چهارشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٧
يادگيرى چگونگى پيدا کردن چيزها ..... ابتدا نگاه کردن به سرجايش و بعد زير و رو کردن خانه
برگزارى به صورت بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، دوشنبه‌ها از ساعت١٨ تا ٢٠

کلاس ٨
حفظ سلامتى ... گل آوردن براى همسر سلامتى شمارا به خطر نمی‌اندازد
برگزارى به صورت نمايش اسلايد همراه با نوار صوتى
مدّت: سه شب، يک‌شنبه، سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٩
مرد واقعى هنگامى که راه را گم کرد از يکنفر سوال می‌کند
برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
مدّت: حداقل ٦ ماه، سه‌شنبه‌ها از ١٨ تا ٢٠

کلاس ١٠
آيا از لحاظ ژنتيکى غيرممکن است که به هنگام پارک کردن ماشين توسط همسرتان ساکت بنشينيد؟
برگزارى به صورت شبيه‌سازى کامپيوترى
مدّت: ٤ هفته پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٢ تا ١٤

کلاس ١١
تفاوت‌هاى بنيادى بين مادر و همسر
برگزارى به صورت آنلاين و نقش بازى کردن
مدّت: نامحدود، سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢٢

کلاس ١٢
حفظ آرامش به هنگام خريد کردن همسر
برگزارى به صورت تمرينات مديتيشن و روش‌هاى تنفسى
مدّت: ٤ هفته، شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها از ١٧ تا ٢٠

کلاس ١٣
مبارزه با فراموشى ... به يادآوردن روز تولد، سالگردها و ساير تاريخ‌هاى مهم
برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
مدّت: سه شب، يک‌شنبه و سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ١٤
اجاق گاز: چيست و چگونه استفاده می‌شود؟
برگزارى به صورت نمايش زنده
سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا ٢٠

 
************ ********* ********* ********* ********* ********* ********* ********* *****
کلاس‌هاى بهاره براى خانم ها
ثبت نام تا پايان اردیبهشت ماه

توجه: به دليل پيچيدگى و مشکلى موضوعات، براى هر کلاس بيش از 8 نفر ثبت نام نمی‌شود

کلاس ١
چگونه 2.5 متر ماشین رو تو 8 متر جای پارک قرار دهیم؟
برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمايش اسلايد
مدّت: ٤ هفته، دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٢
مسابقه فوتبال یک ورزش است نه فیلم غیر اخلاقی
برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا ٢٠

کلاس ٣
آيا می‌توان با آمادگی قبلی برای رفتن به مراسم عروسی همزمان با آقایان حاضر شد؟
برگزارى به صورت کار عملى و گروهى
مدّت: ٤ هفته، يکشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٤
نحوه گرفتن صحیح فرمان اتومبیل (بطور ثابت و در حال دور زدن)
برگزارى به صورت نمايش فيلم با توضيحات تکميلى
مدّت: ٣ هفته، پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٤ تا ١٦

کلاس ٥
نحوه تشخیص تاریخ انقضاء مواد خوراکی از روی بسته آنها هنگام خرید
برگزارى به صورت نمايش ويديويى
مدت: ٤ هفته، سه‌شنبه و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٦
عدم ترس از نازل پمپ بنزین و استفاده از آن
برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروه‌هاى پشتيبان
مدت: ٤ هفته، چهارشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٧
اهمیت دادن به ظاهر و هیکل خود بعد از ازدواج به مانند قبل آن
برگزارى به صورت بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، دوشنبه‌ها از ساعت١٨ تا ٢٠

کلاس ٨
گفتن "عزیزم" به شوهر سلامتى شمارا به خطر نمی‌اندازد
برگزارى به صورت نمايش اسلايد همراه با نوار صوتى
مدّت: سه شب، يک‌شنبه، سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٩
چطور می توان با تلفن زیر 30 دقیقه صحبت کرد؟
برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
مدّت: حداقل ٦ ماه، سه‌شنبه‌ها از ١٨ تا ٢٠

کلاس ١٠
آيا از لحاظ ژنتيکى غيرممکن است که هنگامی که خانم های خودمانی با هم تنها هستند حرف های زشت نزنند؟
برگزارى به صورت شبيه‌سازى کامپيوترى
مدّت: ٤ هفته پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٢ تا ١٤

کلاس ١١
تفاوت‌هاى بنيادى بين شوهر و آرنولد شوارتزنگر ، براد پیت و بیل گیتس
برگزارى به صورت آنلاين و نقش بازى کردن
مدّت: نامحدود، سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢٢

کلاس ١٢
رد نشدن از جلوی تلویزیون با جارو به هنگام پخش فینال جام باشگاه های اروپا
برگزارى به صورت تمرينات مديتيشن و روش‌هاى تنفسى
مدّت: ٤ هفته، شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها از ١٧ تا ٢٠
 

کلاس ١٣
عدم حساسیت به دختران زیبا تر از خود و عدم زشت خطاب کردن آنها و ایراد بستن به آنها
برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
مدّت: سه شب، يک‌شنبه و سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

* پس از پايان دوره، به کسانى که امتحانات را با موفقيت بگذرانند ديپلم افتخار داده خواهد شد.

رابطه بین سن و معیار ازدواج

اطلاعات زير،‌حاصل يك تحقيق بر روي يك گروه ميليوني از دختران ايراني است كه در آن رابطه‌ي بين سن و معيار ازدواج مورد بررسي قرار گرفته است.

۱۸ الي ۲۰ سالگي: حداقل ليسانس داشته باشد،قدبلند،‌خوش بر و رو،‌ خوش تيپ،‌ خوشمزه!،‌ پولدار،‌داراي ماشين (حداقل 206)،‌ترجيحا خارج رفته.

۲۱ الي ۲۴ سالگي: حداقل فوق ديپلم داشته باشد،‌قد متوسط هم اشكال ندارد، قيافه چندان مهم نيست، تيپ معقولانه، بداخلاق نباشد،‌داراي ماشين (حداقل پرايد)، خارج رفته ‌نرفته فرقي ندارد.

۲۵ الي ۲۹ سالگي: مدرك تحصيلي چندان مهم نيست،‌كار داشته باشد كافيست، قدش خيلي كوتاه نباشد ترجيحا، مهم سيرت است نه صورت!، آدم نبايد ظاهربين باشد،‌ دست بزن نداشته باشد همين، ماشين نداشت اشكال ندارد ولي قول بدهد بعدا بخرد.

۳۰ الي ۳۵ سالگي: مدرك اصلا مهم نيست فقط سواد خواندن و نوشتن داشته باشد كفايت مي‌كند، كار داشته باشد، قدش اصلا اهميت ندارد،‌مهم فهم و شعور است.

۳۶ الي ۴۰ سالگي: كار داشته باشد كافيست،‌فهم و شعور هم ترجيحا داشته باشد

۴۱ الي ۵۰ سالگي: مذكر باشد كفايت مي‌كند!

۵۰ الي آخر: در حال حاضر مشترك مورد نظر در دسترس نمي‌باشد/ نو ريسپانس تو پيجينگ!

- در پايان به پسران محترم و عزيز توصيه مي‌شود:

با توجه به بالا رفتن سن ازدواج دختران كه ميانگين آن نزديك به سي سال است ، زياد خودشان را براي ادامه‌ي تحصيل، مشكل سربازي،خريد منزل،‌ماشين،‌موبايل و غيره اذيت نكنند؛ چرا كه هم عجله كار شيطان است و هم طبق آمار فوق،‌طرف همينجوري از شما راضي است و نيازي به زحمت اضافه نمي‌باشد!

و من الله توفيق!

************ *******

پي‌نوشت:

۱- با تشكر از انجمن خيريه"ادتا" كه ما را در تهيه‌ي اين مطلب ياري نمودند.

۲- "ادتا" مخفف انجمن حمايت از دختران ترشيده‌ي ايراني"

آیا می دانستید ؟

آیا میدانستید که دانشمندان ثابت کرده اند که گل سرخ ترکیبی از بوی 40 نوع گل مختلف است ؟
>
> آیا میدانستید که اگر کلفتی تار عنکبوت به اندازه مغز یک مداد به هم تنیده میشد می توانست یک هواپیمایبویینگ سنگین وزن را تحمل کند ؟
>
> آیا میدانستید که این حقیقت دارد که به راستی فیل از موش میترسد ؟
>
> آیا میدانستید که شلوغ ترین مکان دنیا  کندوی زنبور عسل است ؟
>
> آیا میدانستید که در حال حاضر 6 میلیون اختراع در جهان وجود دارد که ادیسون با 1094 اختراع رکورد دار است؟
>
> آیا میدانستید که اگر تمام کرات منظومه شمسی را با هم جمع کنیم و سپس آن را دو برابر کنیم باز هم به اندازه کره مشتری نمی شود ؟
>
> آیا میدانستید که وسعت کره ماه به اندازه قاره استرالیاست ؟
>
> آیا میدانستید که ملخ ها فراوان ترین موجودات بر روی زمین هستند و موجوداتی هستند که در  روز دو برابر وزن خود غذا می خورند ؟
>
> آیا میدانستید که هر چشم مگس از10 هزار عدسی تشکیل شده است ؟
>
> آیا میدانستید که طبیعت سیاره اورانوس برخلاف زمین است یعنی دو قطبش گرم و قسمت های استوایی آن بسیار سرد است؟
>
> آیا میدانستیدکه سوسک ها مقاوم ترین موجودات در برابر گرسنگی هستند. آنها میتوانند یک ماه بدون غذا و دو ماه بدون آب زنده بمانند ؟
>
> آیا میدانستید که نیروی جاذبه ماه میتواند باعث زمین لرزه شود ؟
>
> آیا میدانستید که شیارهاى کف دست کمکی براى بهتر گرفتن اشیاء است ؟
>
> آیا میدانستید که لاشخورها قادر به دیدن یك موش كوچك از ارتفاع ۴ كیلومتری میباشند ؟
>
> آیا میدانستید که مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن میگویند ؟
>
> آیا میدانستید که مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی  میشمارند ؟
>
> آیا میدانستید که مصرف زغال اخته از تنگی عروق خون جلوگیری میكند ؟
>
> آیا میدانستید که خورشید در مدار کهکشان شیری با سرعت ۹۰۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت میکند؟
>
> آیا میدانستید که نام قدیم یونان، هلاس برگرفته از هلیوس خدای خورشید بوده است ؟
>
> آیا میدانستید که فقط قورباغه های نر قور قور می کنند ؟
>
> آیا میدانستید  که خرس با تمام سنگینی خود میتواند با سرعت ۵۰ كیلومتر در ساعت بدود ؟
>
> آیا میدانستید که افراد باهوش داراى روى و مس بیشترى در موهایشان هستند ؟
>
> آیا میدانستید که شكلات بر عصب و قلب سگ تاثیر بد دارد، با کمی شكلات میتوان یك سگ را کشت ؟
>
> آیا میدانستید که یک قطره لیكور عقرب را دیوانه می كند و عقرب خودش را نیش می زند و می كشد ؟
>
> آیا میدانستید  که مایع موجود در نارگیل نارس را می توان بجای پلاسمای خون استفاده كرد ؟
>
> آیا میدانستید که درخت بلوط تا قبل از پنجاه سالگی میوه نمی دهد ؟
>
> آیا میدانستید که زهره تنها سیاره ای است كه در جهت عقربه های ساعت بدور خودش می چرخد ؟
>
> آیا میدانستید که برای اینكه ۷۰۰ گرم به وزن شما اضافه شود باید ۹ كیلو سیب زمینی بخورید ؟
>
> آیا میدانستید که در بین انواع خرس، خرس پاندا بزرگترین جمجمه را دارد ؟
>
> آیا میدانستیدکه شیرینی تنها مزه ای است كه جنین در رحم مادر هم می فهمد ؟
>
> آیا میدانستید که زنبور عسل ۵ چشم دارد كه ۲ تا اصلی در بغل سر و ۳ تا بر روی سر او قرار دارد ؟
>
> آیا میدانستید که 20 درصد آب شیرین جهان میان آمریكا و كانادا قرار دارد ؟
>
> آیا میدانستید که بیماری قند اولین عامل  كوری در مردم جهان است ؟
>
> آیا میدانستید که دانشمندان دریافته اند که مورچه همچون انسان صبح ها خمیازه میکشند ؟
>
> آیا میدانستید که زنبور از بوی عرق بدش میاید و به كسی كه بدنش بو دهد یا عطر زده باشد حمله می‌كند ؟
>
> آیا میدانستید که رنگ سفید برای زنبور عسل آرامش دهنده و رنگ قهوه ای ناراحت كننده است ؟
>
> آیا میدانستید که نعناع سكسکه و تنگی نفس را شفا میدهد ؟
>
> آیا میدانستید که جرم زمین هشتاد و یک برابر ماه است ؟
>
> آیا میدانستید که نوزاد بیش از ۳۰۰ استخوان دارد که با رشد بعضی از آنها به یكدیگر جوش می خورند ؟
>
> آیا میدانستید که تقریباً یك سوم وزن یك زن و یك دوم وزن یك مرد را ماهیچه تشكیل می دهد ؟
>
> آیا میدانستید که لایه بیرونی پوست انسان هر ۲ هفته یکبار با سلولهای جدید تعویض میشود ؟
>
> آیا  میدانستید که خوردن یک سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود ؟
>
> آیا میدانستید که موشهای صحرایی سالانه یک سوم ذخایر غذایی جهان را نابود میسازند ؟
>
> آیا میدانستید که چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد، چین با ۱۳ کشور هم مرز است ؟
>
> آیا میدانستید که موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند ؟
>
> آیا میدانستید که خوردن کاهو مانع ریزش و سفید شدن موها میگردد ؟
>
> آیا میدانستید که برای جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی باید درون سبد آن یک عدد سیب قرار دهید؟
>
> آیا میدانستید که یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم كافی برای كشتن ۲۲۰۰ انسان را دارد ؟
>
> آیا میدانستید که مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر دو ناشنوا بوده اند ؟
>
> آیا میدانستید که  بیشترین سر دردهای معمولی از كم نوشیدن آب می باشد
>

جنگ قدیمی

خودمونيم تا حالا شده از جنگ بين دو جنس خسته بشيد ؟!
نه جدي ميگم !
آهاي خانم نخند!
مثلا الان جدي هستم !
جان؟!
آها ...
حاج آقا شما هم نخند !‌ اي بابا !
جدي جدي يك بار بياين از در صلح وارد شيم
ضرر نمي كنيم كه هيچ كلي هم روابط شما با همسر و مشابه الهمسر (!) خود خوب خواهد شد
حالا درسته زن و مرد كلا با هم فرق دارند ...  ، اما چرا بجای تاکيد روی کيفيتهای منفي زن و مرد چرا روی نقاط مثبت آنان تکيه نکنيم؟
 
بياييم از خانم ها شروع کنيم :
 
زنان مهربان ، عاشق و دلسوزند.
 
زنان وقتی که خوشحال هستند گريه ميکنند.
 
زنان برای نشان دادن توجه و علاقه هميشه کارهای کوچکي انجام می دهند.
 
آنان برای دست يابی فرزندانشان به بهترين چيزها از هيچ کاری دريغ نمی کنند.
 
زنان قدرت اين را دارند که حتی وقتی بسیار خسته هستند ونمی توانند روی پای خود بايستند،لبخند بزنند.
 
آنان می دانند که چگونه يک وعده غذايی را به فرصت تبديل کنند.
 
زنان ميدانند چگونه از پول خود بهترين بهره را ببرند.
 
آنان ميدانند چگونه يک دوست بيمار را تيمار کنند.
 
زنان شادی و خنده را بدنيا ارزانی می کنند.
 
زنان صادق و وفادارند.
 
زنان در زير آن ظاهر نرم، اراده پولادين دارند.
 
آنان برای ياری رساندن به دوستی محتاج همه کار می کنند.
 
زنان از بی عدالتی به آسانی به گريه می افتند.
 
آنان می دانند چگونه به يک مرد احساس پادشاه بودن بدهند.
 
زنان دنيا را مکانی شادتر برای زندگی می سازند.
 
............
..........
........
......
....
...
..
.
.
حالا نوبت مردان است:
مردان برای حمل اشيای سنگين و کشتن سوسک و عنکبوتها خوبند ))))))) !!!
 
******
بنده هر كاري كردم ديدم نميشه بين زن و مرد صلح برقرار كرد
بنابراين مجددا كل كل بين آقايان و خانمها را بر قرار خواهيم كرد 

همراه با شما گير ميدهيم به معنی برخی کلماتي که فقط از زن‏ها می‏شنوید:‏

خبٌ  : این کلمه‏ ای است که زنان برای پایان دادن به مکالمه‏ هایی استفاده می‏کنند که در آن حق با آن‏هاست و شما باید خفه‏ شوید !!

 
پنج دقیقه : اگر مشغول لباس‏ پوشیدن است یعنی حداقل نیم ساعت. هرچند پنج دقیقه دقیقاً معادل پنج دقیقه است اگر به شما پنج دقیقه بیش‏تر زمان جهت تماشای فوتبال داده شده باشد.‏

 
هیچٌی : این آرامش قبل از توفان است. معنی و مفهوم آن این است که باید به شدت گوش‏ به‏زنگ باشید . بحث‏هایی که با هیچی شروع می‏شوند، غالباً با خبٌ تمام می‏شوند.‏
 
 
 بفرمایید : این کلمه اصلاً ربطی به اجازه دادن انجام کاری ندارد. "اگه جرئت داری" در آن مستتر است
 
 
آه بلند : این در حقیقت یک کلمه محسوب می‏شود که معمولاً درست فهمیده نمی‏شود. آه بلند یعنی او فکر می‏کند شما یک احمق به‏ دردنخور هستید و او نمی‏داند چرا دارد وقتش را با ماندن و بحث با شما سر هیچٌی تلف می‏کند
 
 
اشکال نداره : این یکی از خطرناک ‏ترین جملاتي است که زن شما ممکن است به شما بگوید. اشکال نداره یعنی اون به زمان طولانی‏ تری احتیاج دارد که تصمیم بگیرد شما چگونه باید تاوان این اشتباه‏تان را پس بدهید.‏
 
 
ممنون : از شما تشکر می‏کند. فقط بگویید خواهش می‏کنم. هیچ حرف اضافه‏ای نزنید . خیلی ممنون می‏تواند نشان دهنده یک خطر بالقوٌه باشد
 
 
اصلاً هرچی : این ترکیب برای گفتن دهنت سرویسه یا مرده ‏شورت رو ببرن استفاده می‏شود .

  نگرانش نباش عزیزم، خودم انجام می‏دم : یک جمله بسیار خطرناک دیگر. به معنی آن‏که این کار به دفعات متعدد به شما محول شده و حالا تصمیم گرفته خودش دست به کار شود. این حالت معمولاً منجر به حالت‏ی خواهد شد که شما بپرسید چی شده؟

قوانين مورفي....خيال يا واقعيت !!!!


يادآوري قوانين مورفي تسکين دهنده بدبياري ها و بدشانسي هاست. قانون مورفي در سال 1949 در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شکل گرفت. مورفي مهندس هوافضا بود که روي يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سخت ترين آزمايشهاي پروژه يک تکنسين خنگ تمام سيم ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد. مورفي درباره اين تکنسين گفت: "اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه" و اين اولين قانون مورفي بود. در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب رتبه لازم از بنياد مورفي در زمره قوانين اصلي قرار گرفتند .
فلسفه مورفي
« لبخند بزن... فردا روز بدتريه!! »
 
حالا قوانين مورفي و قوانين استنباط شده از آن
-         اگر در توده يا کپه اي به دنبال چيزي بگردي، چيز مورد نظر حتما در ته قرار دارد.
-         هيچ کاري آن طور که به نظر مي رسد ساده نيست. 
-         وقتي در ترافيک گير کرده اي لايني که تو در آن هستي ديرتر راه مي افتد. 
-    هر کاري بيش از آنچه فکرش را مي کني دو برابر آنچه بايد وقت مي برد. مگر اينکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت مي گيرد . 
-         هر چيزي که بتواند خراب شود خراب مي شود آن هم در بدترين زمان ممکن. 
-    اگر چيزي را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازي احمق باهوش تري پيدا مي شود و کارت را خراب مي کند . 
-    در صورتي که شانس انجام درست يک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است . 
-    وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و... هميشه ديرتر از موعد حرکت مي کنند مگر آن که شما دير برسيد. در اين صورت درست سر وقت رفته اند . 
-         اگر به نظر مي رسد همه چيزها خوب پيش مي روند حتما چيزي را از قلم انداخته اي . 
-         احتمال بد پيش رفتن کارها نسبت مستقيم با اهميت آنها دارد. 
-    هر وقت خودت را براي انجام دادن کاري آماده کرده اي ناچار مي شوي اول کار ديگري را انجام دهي . 
-    اشياي قيمتي اگر سقوط کنند به مکان هاي غيرقابل دسترس مثل کانال آب يا دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالي که روشن است) مي افتند . 
-    مادر هميشه راه بهتري براي انجام کارتان پيشنهاد مي کند البته بعد از اينکه کار را به سختي انجام داده باشيد .  
-         هر چه بيشتر سعي کنيد چيزي را از مادرتان پنهان کنيد او بيشتر به وب کم شبيه مي شود. 
   80% امتحانات پايان ترم براساس کلاسي است که در آن غايب بوده اي. 
-         وقتي قبل از امتحانات نکات را مرور مي کني مهمترين شان ناخوانا ترينشان است. 
 -     وقتي يک تکه نان که يک طرفش مربا زده شده از دستتان مي افتد احتمال اينکه از طرف مربايي روي فرش بيافتد با قيمت فرش نسبت مستقيم دارد .
قوانين اتوبوسي مورفي : 
-         اگر تو ديرت شده اتوبوس هم دير مي آيد. 
-         اگر زود برسي اتوبوس دير مي آيد. اگر دير برسي اتوبوس زود رسيده است. 
-         اگر بليت نداشته باشي پول خرد هم نداري. وقتي پول خرد داري که بليت هم داري. 
-    هر چه بيشتر از راننده بپرسي که کدام ايستگاه بايد پياده شوي احتمال اين که درست راهنمايي ات کند کمتر خواهد شد . 
-    مدت زيادي منتظر اتوبوس مي ماني و خبري نيست پس سيگاري روشن مي کني. به محض روشن شدن سيگار، اتوبوس مي رسد. (به عبارت ساده اگر سيگار را روشن کني اتوبوس مي رسد .
-         اگر براي زودتر رسيدن اتوبوس سيگار را روشن کني اتوبوس ديرتر مي آيد. 
قوانين كامپيوتري مورفي : 
-         ديسک مشتري در سيستم تو خوانده نمي شود.  
-    اگر براي خواندن آن نرم افزار پيچيده اي روي سيستمت نصب کني آخرين باري خواهد بود که چنين ديسکي به دستت مي رسد . 
قوانين عاشقانه ‌ي مورفي : 
-         همه خوب ها تصاحب شده اند ، اگر تصاحب نشده باشند حتما دليلي دارد . 
-         هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد، فاصله اش از تو بيشتر است. 
-    شعور ضربدر زيبايي ضربدر در دسترس بودن مساوي عددي ثابت است. ( که اين عدد هميشه صفر است).
-         ميزان عشق ديگران نسبت به تو نسبت عکس دارد با ميزان علاقه تو به آنها. 
-    چيزهايي که يک زن را بيش از هر چيز به مردي جذب مي کند همانهايي اند که چند سال بعد بيشترين تنفر را از آنها خواهد داشت .  
 
و اما سرنوشت خود آقاي مورفي : 
يه شب تو يه بزرگراه سوخت ماشين آقاي مورفي تموم مي شه. اون شب تو بزرگراه ترافيک بوده و ماشين ها با سرعت مورچه مي رفتن. آقاي مورفي هم مي زنه بقل که بقيه رو با تاکسي بره. همينجوري ريلکس کنار بزرگراه واستاده بوده که يهو ماشين يه توريست انگليسي که داشته خلاف جهت مي اومده تپٌي مي زنه بهش و مي ميره.اتفاقا اون روز لباسش هم سفيد بوده . حالا فکر کن  با يه لباس سفيد کنار يه بزرگراه شلوغ واستاده باشي. بعد يه گاگولي در جهت مخالف بياد بهت بزنه و بميري . احتمالا موقع جون دادن اين جمله ي معروفش روي لبش بوده : 
  " اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه
 

ترفیع

يك مرد پس از ۲ سال خدمت پي برد كه ترفيع نمي گيرد، انتقال نمي يابد، حقوقش افزايش نمي يابد، تشويق نمي شود. بنابراين او تصميم گرفت كه پيش مدير منابع انساني برود. مدير با لبخند او را دعوت به نشستن و شنيدن يك نصيحت كرد: «از تو به خاطر ۱ يا ۲ روز كاري كه تو واقعاً انجام مي دهي، تقدير نمي شود.»
مرد از شنيدن آن جمله شگفت زده شد اما مدير شروع به توضيح نمود.
مدير : يك سال چند روز دارد؟
مرد: ۳۶۵ روز، بعضي مواقع ۳۶۶.
مدير: يك روز چند ساعت است؟
مرد: ۲۴ ساعت
مدير: تو چند ساعت در روز كار مي كني؟
مرد: از ۱۰صبح تا ۶ بعدازظهر؛ ۸ ساعت در روز.
مدير: بنابراين تو چه كسري از روز را كار مي كني؟
مرد: ۳/۱
مدير: خوبت باشه!! ۳/۱ از ۳۶۶ چند روز مي شود؟
مرد: ۱۲۲ روز.
مدير: آيا تو تعطيلات آخر هفته را كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: در يك سال چند روز تعطيلات آخر هفته وجود دارد؟
مرد: ۵۲ روز شنبه و ۵۲ روز يكشنبه، برابر با ۱۰۴ روز.
مدير: متشكرم. اگر تو ۱۰۴ روز را از ۱۲۲ روز كم كني، چند روز باقي مي ماند؟
مرد:۱۸ روز.
مدير: من به تو اجازه مي دهم كه در تا ۲ هفته در سال از مرخصي استعلاجي استفاده كني .حال اگر ۱۴ روز از ۱۸ روز كم كني ، چند روز باقي مي ماند؟
مرد: ۴ روز.
مدير: آيا تو در روز جمهوري (يكي از تعطيلات رسمي مي باشد) كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: آيا تو در روز استقلال (يكي ديگر از تعطيلات رسمي مي باشد) كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: بنابراين چند روز باقي مي ماند؟
مرد: ۲ روز آقا.
مدير: آيا تو در روز اول سال به سر كار مي روي؟
مرد: نه آقا.
مدير :بنابراين چند روز باقي مي ماند؟
مرد: ۱روز آقا.
مدير: آيا تو در روز كريسمس كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: بنابراين چند روز باقي مي ماند؟
مرد: هيچي آقا.
مدير: پس تو چه ادعايي داري؟
مرد: !!!
نتيجه اخلاقي:
هرگز از مديريت منابع انساني كمك نخواهيد

موزوع اتشا عزدواج

هر وقت من يك كار خوب مي كنم مامانم به من مي گويد بزرگ كه شدي برايت يك زن خوب مي گيرم.
تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تايش را به من داده است.

حتمن ناسرادين شاه خيلي كارهاي خوب مي كرده كه مامانش به اندازه استاديوم آزادي برايش زن گرفته بود. ولي من مؤتقدم كه اصولن انسان بايد زن بگيرد تا آدم بشود ، چون بابايمان هميشه مي گويد مشكلات انسان را آدم مي كند.
در عزدواج تواهم خيلي مهم است يعني دو طرف بايد به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خيلي به هم مي خوريم.

از لهاز فكري هم دو طرف بايد به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولي مامانم مي گويد اين ساناز از تو بيشتر هاليش مي شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نيست چه بسيار آدم هاي بزرگي بوده اند كه كارشان به تلاغ كشيده شده و چه بسيار آدم هاي كوچكي كه نكشيده شده. مهم اشق است !

اگر اشق باشد ديگر كسي از شوهرش سكه نمي خواهد و دايي مختار هم از زندان در مي آيد من تا حالا كلي سكه جم كرده ام و مي خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهريه و شير بلال هيچ كس را خوشبخت نمي كند. همين خرج هاي ازافي باعث مي شود كه زندگي سخت بشود و سر خرج عروسي داييمختار با پدر خانومش حرفش بشود دايي مختار مي گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شايد حقوق چتر بازي خيلي كم بوده كه نتوانسته خرج عروسي را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ايم كه بجاي شام عروسي چيپس و خلالي نمكي بدهيم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتي مي خوري خش خش هم مي كند!

اگر آدم زن خانه دار بگيرد خيلي بهتر است و گرنه آدم مجبور مي شود خودش خانه بگيرد. زن دايي مختار هم خانه دار نبود و دايي مختار مجبور شد يك زير زميني بگيرد. ميگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پايين! اما خانوم دايي مختار هم مي خواست برود بالا! حتمن از زير زميني مي ترسيد. ساناز هم از زير زميني مي ترسد براي همين هم برايش توي باغچه يك خانه درختي درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست.. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتي قهر مي كند بعد آشتي مي كند ولي اگر دعوا كند بعد كتك كاري مي كند بعد خانومش مي رود دادگاه شكايت مي كند بعد مي آيند دايي مختار را مي برند زندان!

البته زندان آدم را مرد مي كند.عزدواج هم آدم را مرد مي كند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خيلي بهتر است!
اين بود انشاي من

تغییرات کتب درسی

در راستای اینکه اخیرا رئیس آموزش و پرورش شهر تهران گفته است:«ازدواج دختران دانش‌آموز را توصیه می‌کنیم.»، پیشنهاد می شود برای ایجاد فرهنگ سازی در این زمینه در برخی از داستان های کتاب های درسی دانش آموزان تغییراتی بدین صورت انجام گیرد:

تصمیم کبری

کبری دختری شلخته و نامنظم بود و هیچ وقت اتاقش رو مرتب نمی کرد، به همین خاطر همیشه وسایلش هاش رو گم می کرد.
یه روز جورابش رو نمی دونست کجا گذاشته، یه روز دنبال عروسکش می گشت ... تا اینکه یه شب که خیلی بارون میومد و فرداش هم امتحان داشت هر چی گشت نتونست کتابش رو پیدا کنه.

ننجون کبری که دید کبری از پیدا نشدن کتاب درسی اش خیلی ناراحته بهش گفت:«اَه! اعصابمو خورد کردی، چیه دو ساعته دنبال کتابت می گردی؟! می خوای پیداش کنی که چی بشه؟! مگه اون هایی که ادامه تحصیل دادن چی شدن؟! شوهر گیرشون اومد؟! همین دختر ِ خاله شمسی ات! فوق لیسانس خونده اما هنوز یه خواستگار هم براش نیومده، به جای این مزخرفات برو کتاب آشپزی و مردهای زمینی ، زن های ونوسی رو بخر بخون، مطمئن باش این کتاب ها بیشتر به درد آینده ات می خورن تا کتاب های درسی!»

کبری با شنیدن صحبت های ننجونش دچار تحول های اساسی شد و تصمیم گرفت از این به بعد دختر خوبی باشه و به جای عروسک بازی، خونه داری یاد بگیره تا هر چه زودتر عروس بشه!

ما از این داستان نتیجه می گیریم ازدواج چیز خیلی خوبی است، حتی اگر باعث بشود با ازدواج کردن از مدرسه مان اخراج شده و برای ادامه ی تحصیل مجبور به رفتن به مدارس بزرگسالان شویم!

چوپان دروغگو

یه پسری بود که به دلیل نبودن استادیوم فوتبال، فرهنگ سرا و این گونه موارد در روستاشون نمی دونست چطوری اوقات فراغتش رو پر کنه. به همین دلیل فرت و فرت به همه دروغ می گفت و اون ها رو سر کار می ذاشت، تا اینکه یه روز اهالی روستا که حسابی از دست کارهای چوپان دروغگو کلافه شده بودن دور هم جمع شدن تا یه جوری چوپان دروغگو رو ادب کنن.

هر کس چیزی گفت تا اینکه کدخدا بعد از تفکرات بسیار گفت:«باید این جوون رو به اشد مجازات برسونیم.».
همه فکر کردند که کدخدا داره شوخی می کنه، اما کدخدا جمله اش رو تکمیل کرد و گفت:«باید زنش بدیم!».

با شنیدن این جمله همه فهمیدن اینبار دیگه کدخدا شوخی نداره، اونها با خواهش و التماس از کدخدا خواستن در تصمیمش تجدید نظر کنه و چوپان دروغگو رو ببخشه، اما کدخدا گفت:«همینه که هست! می خواین بخواین، نمی خواین هم باید بخواین!!»

چوپان دروغگو با یکی همکلاسی خواهرِ دانش آموزش که اتفاقا دختر کدخدا بود(!) ازدواج کرد، از اون روز به بعد دیگه هیچ کسی در روستا دروغی از چوپان نشنید و دیگه کسی اون رو به نام «چوپان دروغگو» صدا نمی زدند، از اون به بعد همه اون رو در روستا به اسم «چوپان زن ذلیل» می شناختند!

ما از این داستان نتیجه می گیریم به دلیل نقش ارزشمند ازدواج در کاهش جرایم جامعه هر چی زودتر ازدواج کنیم بهتره!!


لاک پشت و مرغابی ها

لاک پشت دوست داشت بره اون بالا بالاها، روی ابرها، چون فکر می کرد لاک پشت آرزوهاش روی یکی از اون ابرها سوار بر اسب سفید منتظرشه تا اون رو به قصر آرزوهاش ببره.به همین دلیل سال های سال به خواستگارهاش که عمدتا از لاک پشت های برکه بودن پیشنهاد رد داده بود.

البته چند سالی می شد که دیگه حتی از برکه هم براش خواستگار نمیومد، به همین دلیل تصمیم گرفت هر طوری شده خودش رو به بالای ابرها برسونه، اما لاک پشت داستان ما پر نداشت.

اون یه روز به دو تا مرغابی پیشنهاد عجیبی داد؛ بهشون گفت: دو سر یک چوب رو با پاهاشون بگیرن و خود لاک پشت هم با دهنش خودش رو از چوب آویزون کنه.

مرغابی ها در ابتدا از خطر پروازهای هوایی برای لاک پشت گفتن و آمار حوادث هوایی رو براش متذکر شدن، اما بعد از شنیدن اصرارهای خیلی زیاد لاک پشت قبول کردن این کار رو انجام بدن، البته اونها به لاک پشت هشدار دادن که در طول پرواز علاوه بر خاموش کردن گوشی همراهش اصلا حرف نزنه، چون ممکنه سقوط  کنه!

روز موعود فرا رسید، مرغابی ها با پاهاشون دو سر چوب رو گرفتن و لاک پشت هم با دهنش، مرغابی ها پرواز کردن، مرغابی ها تا بالای برج میلاد پرواز کرده بودن که یکی از مرغابی ها به مرغابی دیگه گفت: «امروز از یکی از قورباغه های برکه شنیدم یکی از مامان لاک پشت ها برای پسرش دنبال یه همسر می گرده، تو کسی رو می شناسی که بهش پیشنهاد بدیم؟!»

در همین لحظه لاک پشت داستان ما خواست یه چیزی بگه ... اما تا دهنش رو باز کرد ... با مخ سقوط کرد و لاکش فرو شد توی آتنی که بالای برج میلاده و مُرد!!

ما از این داستان نتیجه می گیریم کلا چیزی به اسم شاهزاده و اسبی به رنگ سفید وجود نداره، و کلا باید به اولین خواستگارمون جواب مثبت بدیم وگرنه شاید دیگه خواستگار گیرمون نیاد و سقوط کنیم و میله بالای برج میلاد بره تو شکممون!!

حسنک کجایی؟!

چند ساعتی از زمان ناهار گذشته بود اما حسنک نیومده بود تا به حیوون ها غذا بده.

مرغ گفت: قد قد! یعنی حسنک کجایی که دلم ضعف رفت؟! پس این آب و دون ما چی شد؟!

گاو گفت: مو مو! یعنی این حسنک عجب الاغیه ها! مردیم از گرسنگی! چرا نمی یاد بهمون غذا بده؟!

خر گفت: عر عر! یعنی آره! واقعا این حسنک خیلی الاغه! دارم از گرسنگی می میمیرم.

در همین لحظه هد هد دانا وارد طویله شد و گفت: چرا دارین به صاحبتون بد و بیراه می گین؟! حسنک امروز خواهرش عروس شده و الان هم توی مراسم عروسیش داره حرکات موزون انجام میده و به همین دلیل نمی تونه بیاد بهتون غذا بده!

مرغ و گاو و الاغ با تعجب گفتن: اما خواهرش که هنوز کلاس دوم راهنمایی بود.

هدهد دانا نگاهی عاقل اندر سفیه به حیوون های طویله کرد و گفت: درسته! اما ایشون به توصیه ی رئیس آموزش و پرورش تهران عمل کردن!

ما از این داستان نتیجه می گیریم هر حرفی که مسئولین زدن کارشناسی شده است و بایستی سریعا بهش عمل کنیم!!

عوافب زلزله در بعضی از کشورها

اسپانیا:زلزله می‌آید. هیچ‌کس بر اثر آن کشته و زخمی نمی‌شود و فقط چند تا گاو به خیابان می‌آیند. مردم پارچه‌ی قرمز نشان می‌دهند و برای تفریح می‌دوند. گاوها صد و هشتاد نفر را کشته و دو هزار نفر را زخمی می‌کنند!
 
 
افغانستان:زلزله می‌آید. سیصد هزار نفر کشته می‌شوند. القاعده مسئولیت زلزله را بر عهده می‌گیرد. نیروهای آمریکایی تمام کوهستان‌های افغانستان را بمباران می‌کنند و سیصد هزار نفر دیگر از جمله بن‌لادن را در این درگیری‌ها از بین می‌برند. بعد از چهار ساعت پس‌لرزه‌ی فسقلی دیگری می‌آید و بن‌لادن مسئولیت آن را هم بر عهده می‌گیرد!
 
 
ژاپن:اخبار ژاپن اعلام می‌کند که از امروز به مدت یک ماه، هر روز زلزله‌ای به بزرگی هشت و نیم ریشتر، توکیو را خواهد لرزاند. ساکنان توکیو زیر لب می‌گویند سوسکی بابا و برای امتحان کردن مقاومت ساختمان‌ها، سه ریشتر هم خودشان به صورت دستی به زلزله اضافه می‌کنند. یک دستگاه هم درست می‌کنند که جو را تبدیل به آب‌جو کند و موقع زلزله بیشتر سر حالشان بیاورد!
امارات:زلزله می‌آید. نیمی از کشور نابود می‌شود. دور ساختمان‌های مخروبه نوار زرد می‌کشند و آن‌ها را به مکان توریستی تبدیل می‌کنند. ایرانی‌ها از این مکان‌ها دیدن می‌کنند و اماراتی‌ها با پول حاصل از صنعت توریسم، یک کشور دیگر درست می‌کنند!
فرانسه:زلزله قرار است تا چند روز دیگر بیاید. تمام مردم اعتصاب می‌کنند و خواستار منع وقوع زلزله در کشورشان می‌شوند. حمل و نقل عمومی مختل می‌شود. در نهایت زلزله تسلیم خواست مردم می‌شود و دیگر نمی‌آید!
 
 
آمریکا:زلزله می‌آید. هیچ‌کس کشته و زخمی نمی‌شود اما دو نفر و نصفی بی‌خانمان می‌شوند. تلویریون ده بار این خبر را پخش می‌کند و سیاست‌های باراک اوباما، جرج بوش، کلینتون و ... و کریستف کلمب مورد انتقاد شدید قرار می‌گیرد! وزیر خارجه‌ی آمریکا خطر تروریسم را گوشزد می‌کند و دوباره افغانستان را بمباران می‌کنند!
 
 
 
فلسطین:زلزله می‌آید. کسی خانه ندارد تا بی‌خانمان شود! یازده هزار نفر از نیروهای غیرنظامی کشته می‌شوند. قطعنامه‌ای توسط تمام کشورهای جهان ؟! صادر شده و کشتار غیرنظامیان محکوم می‌گردد. در انتهای این قطعنامه تأکید می‌شود که در صورت تکرار زلزله، عواقب بسیار بدی در انتظار رژیم صهیونیستی خواهد بود! ششصد میلیون دلار کمک مالی هم توسط همان تمام کشورهای جهان صورت می‌گیرد!
 
 
سوئیس:زلزله می‌آید. دسته‌ی عینک چهار نفر از ساکنان می‌شکند. از سوی دولت به تمام شهروندان سوئیس مبلغ سه میلیون یورو وام بلاعوض پرداخت می‌شود. کل کابینه از مردم عذرخواهی کرده و ضمن پذیرش مسئولیت تمام اتفاقات، دسته‌جمعی استعفا می‌دهند!
 
 
 
کلمبیا:زلزله می‌آید. تمام جمعیت کشور به جز نود و یک نفر کشته می‌شوند. درگیری مسلحانه رخ می‌دهد. یک نوجوان 14 ساله با آر.پی.جی نود نفر دیگر را می‌کشد. بعد به خودش هم مظنون می‌شود و آر.پی.جی را توی حلقش فرو می‌کند!
هند:زلزله می‌آید. تمام خانه‌ها خراب می‌شود. مردم آواره‌ی کوچه و خیابان می‌شوند و از گرسنگی در آستانه‌ی مرگ قرار می‌گیرند. بعد در یک اقدام همگانی مرتاض می‌شوند و از مرگ حتمی نجات پیدا می‌کنند!
 
 
 

خدا نكنه اینطوری كسی ضایع بشه

وز یه خانوم حاجی بازاری خونه ش رو مرتب کرده بود و دیگه می خواست بره حمام که ترگل ورگل بشه برای حاج آقاش. تازه لباس هاش رو در آورده بود و می خواست آب بریزه رو سرش که شنید زنگ در خونه رو می زنند. تند و سریع لباسش رو می پوشه و می ره دم در و می بینه که حاجی براش توسط یکی از شاگردهاش میوه فرستاده بوده.
دوباره میره تو حمام و روز از نو روزی از نو که می بینه باز زنگ در رو زدند. باز لباس می پوشه می ره دم در و می بینه اینبار پستچی اومده و نامه آورده. بار سوم که می ره تو حمام، دستش رو که روی دوش می ذاره ، باز صدای زنگ در رو می شنوه. از پنجره ی حمام نگاه می کنه و می بینه حسن آقا کوره ست.
بنابراین با خیال راحت همون جور لخت و پتی می ره پشت در و در رو برای حسن آقا باز می کنه.حاج خانوم هم خیالش راحت بوده که حسن آقا کوره، در رو باز می کنه که بیاد تو چون از راه دور اومده بوده و از آشناهای قدیمی حاج آقا و حاج خانوم بوده.
درضمن حاج خانوم می بینه که حسن آقا با یه بسته شیرینی اومده بنده خدا. تعارفش می کنه و راه میافته جلو و از پله ها می ره بالا و حسن آقا هم به دنبالش. همون طور لخت و عریون میشینه رو کاناپه و حسن آقا هم روبروش. می گه: خب خوش اومدی حسن آقا. صفا آوردی!
این طرفا؟ حسن آقا سرخ و سفید می شه و جواب می ده: والله حاج خانوم عرض کنم خدمتتون که چشمام رو تازه عمل کردم و اینم شیرینی اش که آوردم خدمتتون ..... 
 

MORAL FROM TODAY'S LESSON

One day a farmer's donkey fell down into a
well. The animal cried piteously for hours as
the farmer tried to figure out what to do.

 

Finally, he decided the animal was old, and the
well needed to be covered up anyway;
it just wasn't worth it to retrieve the donkey.

He invited all his neighbors to come over and
help him. They all grabbed a shovel and began
to shovel dirt into the well. At first, the
donkey realized what was happening and cried
horribly. Then, to everyone's amazement he
quieted down.

A few shovel loads later, the farmer finally
looked down the well. He was astonished at what
he saw. With each shovel of dirt that hit his
back, the donkey was doing something amazing.
He would shake it off and take a step up.

As the farmer's neighbors continued to shovel
dirt on top of the animal, he would shake it
off and take a step up.

Pretty soon, everyone was amazed as the donkey
stepped up over the edge of the well and
happily trotted off!
*****
Life is going to shovel dirt on you, all kinds
of dirt. The trick to getting out of the well
is to shake it off and take a step up. Each of
our troubles is a steppingstone. We can get out
of the deepest wells just by not stopping,
never giving up! Shake it off and take a step up.

Remember the five simple rules to be happy:

Free your heart from hatred - Forgive.
                                                   
Free your mind from worries - Most never happen.

Live simply and appreciate what you have.

Give more.

Expect less.

NOW .........
Enough of that crap. The donkey later came back,
and bit the farmer who had  tried to bury him.
The gash from the bite got infected and
the farmer eventually died in agony from septic shock.


MORAL  FROM TODAY'S LESSON:
When you do something wrong, and try to cover
your ass, it always comes back to bite you.
 

 
 

My Time's UP

 

A 54 year old woman had a heart attack and was taken to the hospital. While on the operating table she had a 20 near death experience.

Seeing God she asked "Is my time up?"

God said, "No, you have another 43 years, 2 months and 8 days to live."

Upon recovery, the woman decided to stay in the hospital and have a face-lift, liposuction, breast implants and a tummy tuck.She even had someone come in and change her hair color and brighten her teeth!

Since she had so much more time to live, she figured she might as well make the most of it. After her last operation, she was released from the hospital.

While crossing the street on her way home, she was killed by an ambulance.

Arriving in front of God, she demanded, "I thought you said I had another 43 years. Why didn't you pull me from out of the path of the ambulance?"


(You'll love this)

 


God replied:

"I didn't recognize you!"

یک اتفاق بد


زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت. شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد ...
در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید: چی‌ شده عزیزم که این موقع شب اینجا نشستی؟!
شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت: هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم. یادته؟!
زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت: آره یادمه.
شوهرش ادامه داد: یادته پدرت که فکر می‌کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد؟!
زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می‌نشست گفت: آره یادمه، انگار دیروز بود!
مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد: یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج می‌کنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری؟!
زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و...!
مرد نتوانست جلوی گریه‌اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می‌شدم!

فواید گاو بودن ( موضوع انشا)

با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه
 که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و
اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.
 
اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم.  
 
البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در میابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.
من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن
 این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.
هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد.
 
بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم.ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد.
 مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته  درست میکنند.
هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست.
 همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن برد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد 
 
وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد ،نگران جهیزیه اش نیست .
نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند.مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند یا بدتر از آن پاچه خواری کند.گوساله های ماده مجبور نیستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را به دست بیاورندتا به خواستگاریشان بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاری انها بروند، از طرفی هیچ گوساله ماده ای نمیگوید که فعلا قصد ازدواج نداردو میخواهد ادامه تحصیل دهد.تازه وقتی هم که عروسی میکنند اینهمه بیا برو، بعله  برون،خواستگاری ، مهریه ، نامزدی، زیر لفظی،حنا بندان، عروسی ،پاتختی،روتختی، زیر تختی، ماه عسل ،
، طلاق و طلاق کشی و... ندارند.
گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند.
آنها چشمهای سیاه و درشت و خوشگلی دارند.
 
شاعر در این باره میگوید:
                                      سیه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه صفا نیست 
                                         سیه چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست

 
 
 
هیچ گاوی نگران کرایه خانه اش نیست.
نگران نیست نکند از کار اخراجش کنند.
گاوها آنقدر عاقلند که میدانند بهترین سالهای عمرشان را نباید پشت کنکور بگذرانند .
گاوها بخاطر چشم و همچشمی دماغشان را عمل نمی کنند.
 شما تا حالا دیده اید گاوی دماغش را چسب بزند؟
شما تا حالا دیده اید گاوی خط چشم بکشد؟
گاوها حیوانات مفیدی هستندو انگل جامعه نیستند.شما تا کنون یک گاو معتاد دیده اید؟
گاوی دیده اید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم  شود؟
آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند.
ما از شیر،گوشت، پوست، حتی روده و معده ی گاو استفاده میکنیم.
اقای طاعتی زاده معلم خوب حرفه و فن ما گفته که از بعضی جاهای گاو در تهیه
 همین لوازم آرایش خانم ها_که البته زشت است_ استفاده میشود.
ما حتی از دستشویی بزرگ (پشگل) گاو هم استفاده میکنیم.  
تا حالا شما گاو بیکار دیده اید؟
 آیا دیده اید گاوی زیر آب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟
تا حالا دیده اید گاوی غیبت گاو دیگری را بکند؟
آیا تا بحال دیده اید گاوی زنش را کتک بزند یا گاو ماده ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟
و مثلا بگوید
 از آقای فلانی یاد بگیر.آخر توهم گاوی؟! فلانی گاو است بین گاوها.
 
تازه گاوها نیاز به ماشین ندارندتا بابت ماشین 12 میلیون پول بدهند و با هزار پارتی بازی ماشینشان را تحویل بگیرند و
 آخرش هم وسط جاده یه هویی ماشینشان آتش بگیرد.هیچ گاوی آنقدر گاو نیست که قلب دیگری را بشکند.البته 

 شاعر باز هم در این مورد شعری فرموده است:
 
                                   گمون کردی تو دستات یه اسیرم
                                                                دیگه قلبم رواز تو پس میگیرم

 
 
 
 دیده اید گاو نری به خاطربه دست آوردن ثروت پدر گاو ماده به او بگوید:عاشقت هستم"؟!!
سرت سر شیر است و دمت دم پلنگ؟ !!
 دیده اید گاو پدری دخترش را کتک بزند!؟
گاو ها در جامعه شان فقر ندارند .گاوها اختلاف طبقاتی ندارند.
دخترانشان به خاطر وضع بد خانواده خود فروشی نمیکنند.
آنها شرمنده زن و بچه شان نمیشوند.
رویشان را با سیلی رخ نگه نمیدارند.
هیچ گاوی غصه ی گاوهای دیگر را نمیخورد.  
هیچ گاوی غمباد نمیگیرد.هیچ گاوی رشوه نمیگیرد.هیچ گاوی اختلاس نمیکند.
 هیچ گاوی آبروی دیگری را نمیریزد.
هیچ گاوی خیانت نمیکند.
 هیچ گاوی دل گاودیگر را نمی شکند
.هیچ گاوی دروغ نمیگوید .
هیچ گاوی آنقدر علف نمیخورد که از فرط پرخوری تا صبح خوابش نبرد  در حالی که
 گاو طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله اش شیر بدهد.
 
هیچ گاوی گاو دیگر را نمیکشد  .هیچ گاوی... 
    
 
اگر بخواهم در مورد فواید گاو بودن بگویم، دیگر زنگ انشاء میخورد و نوبت بقیه نمی شود که
 انشایشان را بخوانند.
اما به نظر من مهمترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیستید...
 
لباس ما از گاو است ، غذایمان از گاو ، شیر و پنیر و کره و خامه ...همه از گاو.. 
  
                                  
 ولی...هیچ گاوی نگفت:من...بلکه گفت :ما...
 

کریستف کلمب

دوشنبه گذشته سالروز کشف قاره امريکا بود.
 
اگر کريستوفر کلمبوس ازدواج کرده بود، ممکن بود هيچگاه قاره امريکا را کشف نکند، چون بجای برنامه ريزی و تمرکز
 
در مورد يک چنين سفر ماجراجويانه ای، بايد وقتش را به جواب دادن به همسرش، در مورد سوالات ذيل می گذراند :
 
-کجا داری ميری؟
-با کی؟
-واسه چی؟
-چطوری دارين می رين؟
-کشف چی؟
-چرا فقط تو؟
-تا تو برگردی من چيکار کنم؟!
-می تونم منم باهات بيام؟!
-کِی برمی گردی؟
-برای شام خونه ای ديگه؟!
-واسم چی مياری؟
-تو عمدا اين برنامه رو بدون من ريختی، اينطور نيست؟!
-جواب منو بده؟
-من می خوام برم خونه مامانم!
-من می خوام تو منو اونجا برسونی!
-ديگه هيچوقت به اين خونه برنمی گردم!
-منظورت چيه "اوکی"؟!
-چرا جلوم رو نمی گيری؟!
-من اصلا نمی فهمم اين کشف درباره چی هست؟
-تو هميشه اينجوری رفتار می کنی!
-آخرين بار هم همين کار رو کردی!
-می بينم اين روزها داری يه کارهايی می کنی!
-من هنوز نمی فهمم، مگه چيز ديگه ايی هم برای کشف کردن مونده!
ظاهرا در مورد اين يک موضوع، تمام فرهنگها به طرز وحشتناکی با هم وجه مشترک دارند. در ضمن ............... ،

خوب شد کريستوفر کلمبوس مجرد بود!

 

جغرافیای زنان

Between the ages of 15 - 20 a woman is like Africa.
She is half discovered, half wild.
يه زن بين سن 15 تا 20 سال مانند آفريقا است.
نيمي از آن كشف شده و نيمي دست‌نخورده و هيجاني

Between the ages of 20 - 30 a woman is like America.
Fully discovered and scientifically perfect.
بين سن 20 تا 30 سال زن شبيه آمريكا است
كاملا كشف شده و كامل علمي (به سن بلوغ رسيده)

Between the ages of 30 - 35, she is like India & Japan.
Very hot, wise and beautiful !!!!!!!!!
بين سن 30 تا 35 سال، او شبيه هند و ژاپن است.
خيلي گرم، باهوش و زيبا!!!!!!!

Between the ages of 35 - 40 a woman is like France.
She is half destroyed after the war but still desirable.
بين 35 تا 40 سال، زن شبيه به فرانسه است
او مانند نيمه متلاشي‌شده بعد از جنگ اما هنوز خواستني است

Between the ages of 40 - 50 she is like Germany.
She lost the war but not the hope.
بين سن 40 تا 50 سال شبيه آلمان است.
جنگ را باخته ولي هنوز اميد دارد.

Between the ages of 50 - 60 she is like Russia.
Very wide, very quiet but nobody goes there.
بين سن 50 تا 60 سال او شبيه به روسيه است
خيلي پهن،‌ خيلي آرام ولي كسي آنجا نمي‌رود

Between the ages of 60 - 70 a woman is like England.
With a glorious past but no future.
بين سن 60 الي 70 سال، زن شبيه انگلستان است.
با گذشته‌اي پرافتخار اما بدون آينده

After 70, they become Siberia.
Everyone knows where it is, but no one wants to go there.
بعد از 70 سال، آن‌ها مثل سيبري مي‌شوند
همه مي‌دانند كه كجاست، اما كسي دلش نمي‌خواد بره آنجا.

 سلام امیدوارم لبخندی بر لبان شما آورده باشد. محض خنده است

دستورالعمل های شیرازی

سعي كنيد روزها استراحت كنيد تا شبها راحت بتوانيد بخوابيد
>

· در نزديكي تخت خوابتان صندلي بگذاريد تا اگر از خواب بيدار شديد روي آن نشته و استراحت كنيد
>
> · ايستادن به رفتن، نشستن به ايستادن و خوابيدن به نشستن اولويت دارد

> · جايي كه مي‌توانيد بنشينيد چرا مي‌ايستيد؟

> · كار امروز را به فردا موكول كنيد و كار فردا را به پس فردا

> · اگر حس كار كردن به شما دست داد كمي صبر كنيد تا اين حس از شما بگذرد
>

 · از همه ديرتر سر سفره رفته و زودتر بلند شويد تا زحمت چيدن و جمع كردن سفره به شما تحميل> نشود
>

 · براي كار هميشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشويد
>

· در ميهماني‌ها حتماً با خود بالش ببريد شايد فرصتي براي استراحت بدست آورديد
>

 · به خواب نگوييد كار دارم به كار بگوييد خواب دارم

شباهتهاي ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي براي آقايان :

*چه در خدمت سربازي و چه در زندگي زناشويي ، چه بخواهي و چه نخواهي كچل خواهي شد و يا بعبارت بهتر ، كچلت خواهند كرد ! البته اين كچلي در خدمت سربازي توسط ماشين اصلاح و در زندگي مشترك توسط عواملي چون : استرس شديد ، سوء تغذيه ، كندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهيتابه روغن داغ روي سر و ... صورت مي گيرد ! نا گفته نماند كه اين كچلي در آقايان به نسبت نوع مو ، جنس ريشه مو ، عوامل ارثي و ... متفاوت است ولي به هر حال به قول معروف : دير و زود داره ولي بالاخره هممون كله پا مي شيم !  

*شباهت بعدي در زمينه داشتن فرمانده و بعبارتي ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان و يا منزل مسكوني مشترك ( خانه بخت ) ، هر مردي يك فرمانبردار بي چون و چرا محسوب مي شود كه اگر طالب جان و سلامتي جسمي و روحيش مي باشد ، بايد تمام فرامين فرمانده و يا همسر خودرا بر روي تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطي از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخي جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازي ) و افتادن توي سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توي چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بيرون ، گشنگي و تشنگي كشيدن و ... ( در زندگي زناشويي ) نخواهد داشت!  

*شباهت سوم در اين نكته اقتصادي خلاصه مي شود كه چه سرباز و چه مرد متاهل ، ميزان پولي كه در آخر برج به دست او خواهد رسيد ، فقط به ميزانيست كه كفاف بر طرف كردن نيازهاي اساسي او را بدهد و چيزي جهت پس انداز كردن و يا خرج كردن در زمينه هايي غير از نيازهاي اساسي نخواهد ماند و در اين ميان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم كه جان بكنند و عرق بريزند ، فرقي به حال فرمانده يا همسرش نخواهد كرد و باطبع تاثيري در جهت افزايش مستمري آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا يكي بايد كار كنه تا اون يكي حال كنه!

*از ديگر شباهتهاي موجود ميان اين دو قشر آسيب پذير جامعه ، شباهت در آرزو كردن است! بدين معنا كه هر پسري پس از ورود به پادگان و خانه بخت است كه قدر زندگي در خانه پدري را مي فهمد از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو مي كند كه اي كاش هنوز هم در كنار پدر و مادرش بسر مي برد و ايضا خودش را نيز لعنت خواهد كرد كه چرا قدر آن روزهاي شيرين را ندانسته است ! چرا كه در پادگان و خانه مشترك ديگر كسي غذاي مفت به او نمي دهد ، لباسهايش را نمي شويد و اتو نمي زند ، كسي نازش را نمي كشد و ... و فقط خود اوست كه مسئول انجام تمام كارهاي شخصي اش و نيز كارهاي چند نفر ديگر مي باشد !

* از ديگر شباهتها مي توان به اين نكته اشاره كرد كه اكثر سربازي رفته ها و اكثر مردان متاهل متفق القول هستند كه در اين ايام ، هر روز به اندازه يكسال براي آنها مي گذرد و ثانيه ها حكم ساعت را پيدامي كنند كه به احتمال زياد دليل آن ، مواردي مشابه موارد فوق مي باشد ! 

·        و در نهايت اينكه چند ماه پس از آنكه كارت پايان خدمت يا قباله ازدواج را دريافت كرديد ، صداي خواندن اين شعر معروف در گوشتان خواهد پيچيد كه : ( گول خوردي آي گول خوردي ! )زيرا آن موقع است كه تازه دوزاريتان جا مي افتد كه با اين كارت و قباله نه كاري به آدم مي دهند و نه وام ازدواج و نه خيلي از چيزهاي ديگر كه شما را به بهانه آنها در اين راه وارد كرده بودند ، پس متوجه خواهيد شد كه تنها مورد استفاده اي كه براي شما خواهند داشت اين است كه مي توانيد از آنها براي امانت دادن به كلوپ جهت كرايه فيلم استفاده نماييد !!!

 

 

روش نوین آموزش زبان

به اطلاع دوستان و علاقمندان آموزش زبان  انگلیسی در کوتاهترین زمان ممکن می رساند که در اسرع وقت فیلم بسیار جالب و مفید  THE SLEEPING DICTIONARY را ببینند تا با استفاده از جدیدترین متد آموزش زبان توسط انگلیسی ها این مشکل لاینحل و وقت گیر را به نحو احسن حل کنند .

HAVE    FUN

روش شناسایی ایرانی های عزیز مقیم خارج از کشور

۱- شلوار لی با پیرهن و كفش اسپرت میپوشند

جمله های كوتاه مثل How is going on را با Accent نزدیك به انگلیسی تلفظ میكنند اما اگر جمله از 5 كلمه بیشتر شود انگلیسی را فارسی صحبت میكنند

- در هر 10 كلمه یكبار از لغت Actually استفاده میكنند. در 10 كلمه بعدی از To be honest

 در ایران ماهی یكبار به زور حمام میرفتن اما در خارج هر روز دوش میگیرند و اگر كسی بوی بد دهد انتقاد میكنند.

- به ظاهر وانمود میكنند كه مثل خارجی ها Care نمیكنن اما زیر چشمی فضولی میكنند

- اگر لغت یا اصطلاح جدید انگلیسی یاد بگیرند در اولین فرصت ممكن جلوی دوستان ازش استفاده میكنند.

- وقتی ایرانی جدید میاد با هیجان فرد جدید الورود را به Shopping Centre برده و طوری با هیجان توضیح میدهند كه انگار 100 سال اینجا بودن و همه اینها را خودشان ایجاد كرده اند.

- اگر به یك هندی یا پاكستانی توهین شود از او حمایت میكنند و صحبت از Discrimination و Racism میكنند اما اگر همین اتفاق برای یك ایرانی غریبه بیافتد خارجی میشوند و Care نمیكنند.

- همیشه در حال Sue كردن هستند.

- توی ایران اگر خواهرشون دوست پسر داشت تیكه پارش میكردن اما اینجا روشن فكر هستن و مشكلی با این موضوع ندارن.

- موقعی كه ایران میرن كارت شهروندی یا گواهینامه رانندگی خارجی جلوی دیگران همش از جیبشون می افته بیرون و میگن Oh shit و برش میدارن.

- همه چیز تو ایران مفته.

-) انجا كه بودن (یعنی خارج) فلان چیز بود اما اینجا نیست (ایران

- توی Line منظم وای میسن اگه صف بانك خارجی باشه یا صف هواپیمایی BA, AF, AC اما صف ایران نیازی نیست نوبت را رعایت كنند

- تو ایران سوار ماشینت میشن و كافیه فقط یك ویراژ كوچولو بدی وانمود میكنن كه از ترس دارن میمیرن.

 همش ۴ ساله از ایران خارج شدن اما نمیدونن ما تو ایران چجوری زندگی میكنیم.

- رفیق Native شون را هفته ای 100 بار میبرن رستوران ایرانی و در مورد تاریخ 10000 ساله ایران توضیح میدن.

- اگر خارجیها در مورد برخی از اداب زشت ایرانیها سوال كنن ازشون اولن شهروند ایرانی نیستن ثانیا تقصیر احمدی نژاده.

- دائم دنبال گرفتن انواع و اقسام Credit Card ها هستن 20,000 دلار Line of Credit دارن و 10 نوع كارت اعتباری. در حالیكه در مجموع ماهی 500 دلار هم به زور میتونن خرج كنن.

 

درسهای زندگی

استادى از شاگردانش پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد مي‌زنيم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگين هستند صدايشان را بلند مي‌کنند و سر هم داد مي‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و يکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست مي‌دهيم.

استاد پرسيد: اين که آرامشمان را از دست مي‌دهيم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد مي‌زنيم؟ آيا نمي‌توان با صداى ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگين هستيم داد مي‌زنيم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هايى دادند امّا پاسخ‌هاى هيچکدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام او چنين توضيح داد: هنگامى که دو نفر از دست يکديگر عصبانى هستند، قلب‌هايشان از يکديگر فاصله مي‌گيرد. آنها براى اين که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين فاصله بيشتر است و آنها بايد صدايشان را بلندتر کنند.

سپس استاد پرسيد: هنگامى که دو نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقى مي‌افتد؟ آنها سر هم داد نمي‌زنند بلکه خيلى به آرامى با هم صحبت مي‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هايشان خيلى به هم نزديک است. فاصله قلب‌هاشان بسيار کم است.

استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به يکديگر بيشتر شد، چه اتفاقى مي‌افتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمي‌زنند و فقط در گوش هم نجوا مي‌کنند و عشقشان باز هم به يکديگر بيشتر مي‌شود.

سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بي‌نياز مي‌شوند و فقط به يکديگر نگاه مي‌کنند. اين هنگامى است که ديگر هيچ فاصله‌اى بين قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد.

 

 شاد باشید

چند توصیه مفید برای داشتن اوقات با نشاط تر

- روزانه 10 تا 30 دقیقه به قدم زدن بپردازید، و در این حین لبخند بزنید. این برترین داروی ضد افسردگی ست.

2- حداقل 10 دقیقه در روز با خود خلوت کنید

3- با استفاده از ویدئو برنامه های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنید، و خواب بیشتری کنید.

4- صبحها که از خواب بیدار می شوید این جمله را کامل و تکرار کنید: « امروز قصد دارم….»

5- با سه E زندگی کنید؛ Energy (انرژی)، Enthusiasm (شوق)، Empathy (فهم و همدلی با دیگران)، و همینطور با سه F یعنی Faith (ایمان)، Family (خانواده) و Friends (دوستان).

6- امسال بیشتز از سال پیش به تماشای فیلمهای عمومی (مناسب برای تمام سنین)، بازی با دوستان و خواندن کتاب بپردازید.

7- زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید. اینها سوخت روزانه برای انجام زندگی پر مشغله مان را فراهم می کنند.

8- با افراد بالای 70 و زیر 6 سال اوقات بیشتری صرف کنید.

9- وقت بیداری بیشتر رویا ببینید.

10- از غذاهایی که از گیاهان و درختان بار می آیند بیشتر مصرف کنید، و ازآنها که در کارخانه ها تولید می شوند کمتر.

11- مقداری چای سبز و مقادیر بسیار فراوان تری آب بنوشید. ایدا اریزا (نوعی زغال اخته آبی رنگ)، غذاهای دریائی، گل کلم، بادام و گردو و خشکبار مصرف کنید.

12- تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید.

13- از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار همه را مرتب و تمیز کنید، بگذارید انرژی تازه ای وارد زندگیتان شود.

14- انرژی پرارزشتان را بر سر شایعه سازی، هیولاهای انرژی خوار، مسائل مربوط به گذشته، افکار منفی و یا آنچه بدان کنترل ندارید هدر ندهید. در عوض انرژیتان را صرف همین لحظه مثبت اکنون کنید.

15- این را فهم کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجائید تا بیاموزید، تا همه امتحانهایتان را بگذرانید. مشکلات تنها بخشی از این دوره آموزشی اند که درست مثل کلاس درس جبر می آیند و می روند، منتها درسهائی که از این کلاس فراگرفته می شود عمری با شما باقی خواهد ماند.

16- صبحانه تان را چون یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شام تان را چون بچه دانشگاهی ای بخورید که کارت اعتباریش ته کشیده باشد.

17- بیشتر لبخند بزنید و بیشتر بخندید. این هیولاهای انرژی خوار را ازتان دور نگه خواهد داشت.

18- زندگی چندان عادلانه به نظر نمی رسد، با این حال زیباست.

19- زندگی کوتاه تر از آنیست که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم.

20- خودتان را خیلی جدی نگیرید، دیگران هم اینکار را در مورد شما نمی کنند.

21- مجبور نیستید همه بحث ها و منازعات را به نفع خود تمام کنید. با مخالفتها موافقت کنید.

22- با گذشته تان از در سازش در آئید، آنوقت دیگر اکنونتان را خراب نخواهید کرد.

23- زندگی تان را با زندگی دیگران مقایسه نکنید. شما از موضوع و هدف این سفر آنها هیچ نمی دانید.

24- از شمع هایتان استفاده کنید، خوشگل ترین ملافه تان را کنار نگذارید، برای روز مبادا و یا روزی خاص نگه شان ندارید، امروز همان روز بخصوص است.

25- جز شما کس دیگری مسئول خوشبختی تان نیست.

26- همه باصطلاح بدبختیها را با این جمله قالب دهید: «آیا تا پنج سال آینده، هیچ اهمیتی خواهند داشت؟»

27- همه را به خاطر هر چیز و همه چیز ببخشید.

28- افکار مردم در مورد شما، هیچ ربطی به شما ندارند.

29- زمان ، حلال همه مشکلات است. به همه چیز زمان دهید، زمان.

30- یک موقعیت هر چقدر خوب یا بد، بالاخره تغییر می کند.

31- زمان بیماری، این شغل نیست که به دردتان می رسد،خانواده ودوستانتان هستند. با آنها با مهربانی در تماس باشید.

32- از شر هر آنچه سودمند، زیبا و شادی بخش نیست، خلاص شوید.

33- حسادت هدر دادن وقت است. شما الان به همه آنچه نیاز دارید رسیده اید.

34- بهترینها هنوز در راه اند. کمی صبر کنید…

35- هر حسی که می خواهید داشته باشید، بلند شوید، شیک کنید و بزنید بیرون.

36- کار درست را انجام دهید!

37- اغلب با خانواده در تماس باشید.

38- شبها قبل از خواب این جمله را کامل و تکرار کنید: «به خاطر… ممنونم.» «امروز به … دست یافتم.»

39- یادتان باشد، برکتهای زندگی آنقدر هست که استرس و نگرانی را بدان راهی نباشد.

40- از سفر لذت ببر. یادت باشد که این دیزنی ورلد Disney World نیست و تو هم در پی یک گشت و گذار کوتاه نیستی. بهترین استفاده را از آن کنید و از سفرتان لذت ببرید

شاد باشید

 

از سر تفنن

افسر راهنمائی یه آقایی رو به علت سرعت غیرمجاز نگه می داره.
افسر-می شه گواهینامه تون رو ببینم؟
راننده-گواهینامه ندارم .بعد از پنجمین تخلفم باطلش کردن.
افسر-میشه کارت ماشینتون رو ببینم؟
-این ماشین من نیست ! من این ماشینو دزدیده ام !!!
-این ماشین دزدیه؟
- آره همینطوره ولی بذار یه کم فکر کنم !فکر کنم وقتی داشتم تفنگم رو می زاشتم تو داشبورد کارت ماشین صاحبش رو دیدم!
-یعنی تو داشبورد یه تفنگ هست؟
- بله .همون تفنگی که باهاش خانم صاحب ماشین رو کشتم و بعدش هم جنازه اش رو گذاشتم تو صندوق عقب .
--یه جسد تو صندوق عقب ماشینه ؟
بله قربان همینطوره!!!
با شنیدن این حرف افسر سریعا با مافوقش (سروان )تماس می گیره.طولی نمی کشه که ماشینهای پلیس ماشین مرد رو محاصره می کنن و سروان برای حل این قضیه پیچیده به پیش مرد می آد.
سروان:-ببخشید آقا میشه گواهینامه تون رو ببینم ؟
مرد:- بله بفرمائید !!
گواهینامه مرد کاملا صحیح بود!
سروان:-این ماشین مال کیه؟
مرد:-مال خودمه جناب سروان .اینم کارتش !
اوراق ماشین درست بود و ماشین مال خود مرد بود!
- میشه خیلی آروم داشبورد رو باز کنی تا ببینم تفنگی تو اون هست یا نه؟
- البته جناب سروان ولی مطمئن باشین که تفنگی اون تو نیست !!
واقعا هم هیچ تفنگی اون تو نبود !
- میشه صندوق عقب رو بزنین بالا .به من گفتن که یه جسد اون تویه !!
- ایرادی نداره
مرد در صندوق عقب رو باز می کنه و صد البته که جسدی اون تو نیست !!!
سروان:- من که سر در نمی آرم .افسری که جلوی شما رو گرفته به من گفت که شما گواهینامه ندارین،این ماشین رو دزدیدین ،تو داشبوردتون یه تفنگ دارین و یه جسد هم تو صندوق عقبتونه !!!
مرد:- عجب !!! ، شرط می بندم که این دروغگو به شما گفته که من تند هم می رفتم.

مژده به ایرانیان خارج از کشور  ( بخش آخر)

*Without salt! (بی نمک!)

*With salt! (با نمک!)

*Without steam! (بی بخار !)

*Don't be narrow and orange!! (نازک نارنجی نباش!!)

*You ate my head!! (سرمو خوردی!!)

*Again the same soup and the same bowl!! (بازهم همان آش و همان کاسه!!)

*Your eyes see beautiful! (چشمتون قشنگ می بينه!)

*May your eyes be bright! (چشمتون روشن!)

*He took her tear out! (اشکشو در آوردی!)

*Her color has jumped away! (رنگش پريده!)

*The patient stone. (سنگ صبور.)

*Your place is very empty! (جات خيلی خاليه!)

*One hand has no voice. (يک دست صدا نداره.)

*I want the donkey and the dates. (هم خرو ميخواد هم خرمارو.)

*My new sleeve, eat rice!! (آستين نو بخور پلو!!)

*Her friendship is like the friendship of Auntie Bear! (دوستيش مثل دوستی خاله خرسه اس!)

*She still has two and a half swallows left!!! (هنوز دوقورت و نيمش باقيه!!!)

*Don't see how tiny the pepper is, break it and see how sharp it is! (فلفل نبين چه ريشه بشکن ببين چه تيزه!)

*One crow, forty crows! (يک کلاغ چهل کلاغ!)

*Hear and don't believe! (بشنو و باور نکن!)

*If you're a crow, then I'm a baby crow! (اگه تو کلاغی من بچه کلاغم!)

*The onion has been hanging out with the fruit!! (پياز هم خودشو قاطی ميوه ها کرده!!)

*Which instrument of yours should I dance to?? (با کدوم سازت برقصم??)

*May God never subtract you from brotherhood! (خدا از برادری کمت نکنه!)

*My stomach became a kabob! (دلم کباب شد!)

*Die for someone who will have a fever for you! (برای کسی بمير که برات بميره!)

*Ouch life/soul!! (آخ جوووون!!)

*My veins and roots came out!! (رگ و ريشه ام در اومد)

 

 

بدون شرح!!

 

براي خوشحال کردن يک زن...


يک مرد فقط نياز دارد که اين موارد باشد :

1. يک دوست

2. يک همدم

3. يک عاشق

4. يک برادر

5. يک پدر

6. يک استاد

7. يک سرآشپز

8. يک الکتريسين

9. يک نجار

10. يک لوله کش

11. يک مکانيک

12. يک متخصص چيدمان داخلي منزل

13. يک متخصص مد

14. يک متخصص علوم جنسي

15.. يک متخصص بيماري هاي زنان

16. يک روانشناس

17. يک دافع آفات

18. يک روانپزشک

19. يک شفا دهنده

20. يک شنونده خوب

21.. يک سازمان دهنده

22. يک پدر خوب

23. خيلي تميز

24. دلسوز

25. ورزشکار

26. گرم

27. مواظب

28. شجاع

29. باهوش

30. بانمک

31. خلاق

32. مهربان

33. قوي

34. فهميده

35. بردبار

36. محتاط

37. بلند همت

38. با استعداد

39. پر جرأت

40. مصمم

41. صادق

42. قابل اعتماد

43. پر حرارت

بدون فراموش کردن :

44. تعريف کردن مرتب از او

45. عشق ورزيدن به خريد

46. درستکار بودن

47. بسيار پولدار بودن

48. تنش ايجاد نکردن براي او

49. نگاه نکردن به بقيه دختران

و در همان حال، شما بايد :

50. توجه زيادي به او بکنيد، و انتظار کمتري براي خود داشته باشيد

51. زمان زيادي به او بدهيد، مخصوصاً زمان براي خودش

52. اجازه رفتن به مکانهاي زيادي را به او بدهيد، هيچگاه نگران نباشيد او کجا مي رود.

بسيار مهم است :

53. هيچگاه فراموش نکنيد :

* سالروز تولد
* سالروز ازدواج
* قرارهايي که او مي گذارد



چگونه يک مرد را خوشحال کنيم :


1. تنهاش بذاريد!!!!

 

 

 

مقایسه انتخاب مدیران در ایران و انگلستان


البته این تفاوت ها صرفا در مورد انگلستان صدق نمی کند و شامل بقیه کشورها هم می شود ولی چون نویسنده در انگلستان بوده و درس جامعه شناسی خوانده است مطلب را به این صورت به نگارش درآورده .

 

مقایسه مدیریت ادارات و دانشگاه‌ها

·         در انگلستان برای استخدام یک رئیس دانشگاه، مثل بقیه مشاغل، در روزنامه‌ها آگهی چاپ می‌کنند، از بین درخواست‌های رسیده با برخی مصاحبه می‌کنند و سرانجام یکی را انتخاب می‌کنند. در ایران، برای انتخاب رئیس به افراد مورد نظر تلفن می‌کنند!

·         در انگلستان معمولن زمان پایان کار یک رئیس و شروع کار نفر بعدی از ماه‌ها قبل مشخص است. در ایران، یک رئیس ممکن است خبر برکناری‌اش را همان روز بشنود!

·         در انگلستان، همه می‌دانند درآمد قانونی یک رئیس دانشگاه زیاد است، ولی در ایران مدیران و روسا انسان‌های ساده‌زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.

·         در انگلستان، شما استاد و رئیس دانشکده را به اسم کوچک صدا می‌زنید، در ایران استاد را با لقب‌هایش صدا می‌زنید و رئیس را صدا نمی‌زنید، چون به شما وقت ملاقات نمی‌دهد.

·         در انگلستان سابقه کار کافی برای تصدی یک مقام لازم است، در ایران مورد اعتماد بودن کفایت می‌کند.

·         در انگلستان موفقیت مدیر را بر اساس پیشرفت مادی و اقتصادی مجموعه تحت مدیریتش می‌سنجند، در ایران موفقیت یک مدیر را نمی‌سنجند، خود مدیر بودن نشانه‌ای از موفقیت محسوب می‌شود.

·         در انگلستان مدیران و روسا بعضی وقت‌ها استعفا می‌دهند، در ایران عشق به خدمت مانع از این امر می‌شود.

·         در انگلستان افراد از مشاغل پایین شروع می‌کنند و به تدریج ممکن است ارتقا پیدا کنند، در ایران برخی افراد مادرزادی مدیر و رئیس اند و اولین شغل‌شان (در بیست و چند سالگی) مدیریت و ریاست است.

·         در انگلستان برای یک مقام دنبال فرد مناسب می‌گردند، در ایران برای یک فرد، دنبال مقام مناسب می‌گردند، و حتا در صورت لزوم یک مقام تازه ساخته می‌شود.

·         در انگلستان کسی که کارمند ساده است، سه سال بعد ممکن است مدیر شود.  در ایران کسی که کارمند ساده است، سه سال بعد هنوز کارمند ساده است، ولی در این مدت سه بار رئیس‌اش عوض شده.

·         در انگلستان کسی که خیلی دانش و تجربه داشته باشد و بخواهند از او بیشترین استفاده را ببرند، به سمت مشاوری گماشته می‌شود. در ایران کسی که نخواهند ازش استفاده کنند، مشاور می‌شود.

·         در انگلستان اگر کسی از کار برکنار بشود، عذرخواهی می‌کند و حتا ممکن است محاکمه شود. در ایران بعد از برکناری، طی مراسم باشکوهی از فرد تقدیر شده و وی را به مدیریت جای دیگری می‌گمارند.

·         در انگلستان مدیران یک اداره کارشان را به صورت گروهی انجام می‌دهند، اما مستقل  از هم استخدام شده یا برکنار می‌شوند. اما در ایران افراد به صورت گروهی از یک اداره به اداره دیگر جا به جا می‌شوند، ولی در حین کار هیچ نوع هماهنگی ندارند.

نتیجه گیری اخلاقی: در ایران بعضی آدم‌ها خیلی مهم اند، چیز دیگری مهم نیست.28/7

 

 

 

مژده به ایرانیان خارج از کشور  ( بخش سوم)

*A hundred years to these years! (صد سال به اين سال ها!)

*Your warm breath! (دمت گرم!)

*Her stomach is happy. (دلش خوشه.)

*My stomach is tight. (دلم تنگه.)

*My stomach burned for her! (دلم براش سوخت!)

*Stomach to stomach has a path! (دل به دل راه داره!)

*Big bear! (خرس گنده!)

*Stomach is not in his stomach!! (دل تو دلش نيست!)

*It doesn't have math or books! (حساب کتاب نداره!)

*Sink your teeth into liver a little bit! (يک کمی دندو رو ج .ي .گ .ر بذار!)

*One gear! (يک دنده!)

*Dirt on your head!! (خاک برسرت!!)

*My stomach is making salt! (دلم شور می زنه!)

*I died from laughter. (از خنده مردم.)

*It is from my God! (از خدامه!)

*He was stuck between the earth and the sky. (مونده بود بين زمين و آسمون.)

*From each of her fingers a talent rains! (از هر انگشتش هنر ميباره!)

*Make your hat the judge! (کلاهتو قاضی کن!)

*I won't even give you a non-curing disease! (درد بی درمون هم بهت نميدم!)

*A flower has no front or back! (گل پشت رو نداره!)

*Without dad and mom! (بی پدر مادر!)

*He put a finishing stone! (سنگ تمام گذاشت!)

*His health is a ball! (حالش توپه!)

*I know him like the palm of my hand. (مثل کفت دستم می شناسمش.)

*Have I smelled the palm of my hand?? (مگه کف دستموبو کردم??)

*She hits one handed! (يک دستی می زنه!)

*Without back of work! (پشتکارنداره!)

*Donkey head! (کله خر!)

*Wind hitter. (باد بزن.)

*Water puller. (آب کش.)

*Hat lifter! (کلاه بردار!)

*You are the darling of my stomach. (عزيز دلمی  )

*She is very heavy and colorful! (خيلی سنگين رنگينه!)

*Don't make yourself spoiled!! (خودتو لوس نکن!!)

*Drink of life! (نوش جان!)

*Unknowledgeable in salt!! (نمک نشناس!!)

لحظات خوش زندگی

اگر گاهی وقتها کمی به زندگی خود دقت کنیم لحظات بسیار خوشی رو داریم که از کنار اونا به راحتی و بدون توجه می گذریم . با هم ببینیم:

عاشق شدن
انقدر بخندید که دلتون درد بگیره
بعد از اینکه از مسافرت برگشتید ببینید هزار تا ایمیل داری
به یه جای خوشگل برید برای مسافرت
به آهنگ مورد علاقتون از رادیو گوش بدید
به رختخواب برید و به صدای بارش بارون گوش بدید
از حموم که اومدید بیرون ببینید حو لتون گرمه
از خواب پاشید و ببینید که چند ساعت دیگه هم می تونید بخوابید
آهنگی رو گوش کنید که شخص خاصی رو به یاد شما می یاره
عضو یک تیم باشید
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنید
دوستای جدید پیدا کنید
وقتی "اونو" میبینید دلتون هری بریزه پایین !
لحظات خوبی رو با دوستانتون سپری کنید
کسانی رو که دوستشون دارید رو خوشحال ببینید
پلیورش رو بپوشید و ببینید هنوزم بوی عطرش رو میده
آخرین امتحانتون رو پاس کنید
یه کسی که معمولا" زیاد نمیبینینش ولی دلتون می خواد ببینید بهتون
تلفن کنه
توی یه شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردید پول پیدا کنید
برای خودتون تو آینه شکل در بیارید و بهش بخندید
تلفن نیمه شب داشته باشید که ساعتها هم طول بکشه
بدون دلیل بخندید
بطور تصادفی بشنوید که یه نفر داره از شما تعریف می کنه
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنید
یکی رو داشته باشید که بدونید دوستتون داره

اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند
قدرشون رو بدونیم

زندگی یک مشکل نیست که حلش کرد بلکه یه هدیه است که باید ازش لذت برد

امان از این خارجی های بی تمدن

بعضی از ایرانیها معتقدند که متمدن‌ترین مردم روی زمین ایرانی جماعته،و در نتيجه متمدن ترين مهاجران هم ايرانيها هستند و بايد خيلى به ايرانى احترام گذاشت!!!! منم تصمیم گرفتم که با دلیل و مدرک به این خارجیها** بگم که چقدر بی‌ تمدن و فرهنگ هستند، بلکه از خواب غفلت بیدار بشن و کمی متمدن بشن

آهای خارجی شما بی‌ تمدنی چون:
۱- دروغ بلد نیستی‌ بگی : این نهایت بی‌ تمدنیه که صبح وقتی دیر میرسی سر کار مثل بز تو چشمای رئیست نگاه کنی بگی ببخشید خواب موندم، آدم متمدن میگه ، این ترافیک لعنتی هم که گندش رو دراورده. از ساعت ۷ صبح تو ترافیک گیر کردم.
۲- دو دره باز نیستی‌: میری میشینی‌ روبروی دختره بهش میگی‌ من فعلا تصمیم به دوستی‌ و6 دارم تا ببینیم بعدا چی‌ میشه. یک آدم متمدن میره میگه‌ای لاو یو ، بدون تو نمیتونم نفس بکشم، روزی 200 تا اس‌ام اس میزنه، شبی 3 ساعت تلفنی حرف میزنه، 3 بار6 میکنه و آخرش میگه من فکر هام رو کردم ما با هم جور نیستیم، حالا بدون هيچ توضيحى چون اصلا در تمدن داريوش و كوروش كه از قضا 2500 سالش هم هست، رسم نيست كه كسى به كسى براى كارهاش توضيح بده، بهترين توضيح اينه كه دلم ميخواد به تو چه ، همين كه هست.
3- با اينكه در سال 2 هفته كارى قانونى ( 10 روز ) ميتونى زنگ بزنى بگى مريضم و نياى سر كار، باز مثل گوسفند سرت رو ميندازى پايين و مى آيى سر كار، مگر اينكه جدى مريض بشى، يعنى واقعا بلد نيستى سو استفاده چيه؟؟ خيلى بى تمدنى!
4- صاحب نظر و منتقد نيستى: وقتى كه هاكى بلد نيستى و كسى ازت راجع به بازى ميپرسه، ميگى شرمنده ام من هاكى نميدونم، وقتى ازت مى پرسند كه فيلمى كه ديشب ديدى چطور بود، ميگى به عنوان يك فيلم دوستش داشتم / نداشتم در بقيه مواردش هم كه من نميتونم نظر بدم، بايد از متخصص اينكار بپرسى. ببين عزيزم، در مملكت متمدن اگه 70 ميليون نفر جمعيت داشته باشه احتمالا، همه بايد منتقد فيلم، فوتبال، شنا ، اسب سوارى، اسكى، كتاب داستان، موسيقى، كليپ هاى ويديويى، سريال هاى تلويزيون، سيستم مملكت، نحوه توزيع بنزين، قيمت ارز و ............ انجام امور رختخوابى همسايه بغلى و نويسندگان وبلاگستان فارسى باشند وگرنه كه خيلى بى تمدنن.
5- اينو كه بگم الان خودت از خجالت آب ميشى. يعنى تو جدى نميتونى لايى بكشى؟؟ نه اونوقت اسم خودت رو گذاشتى راننده؟ واقعا كه. آقا ببين بين اون دو تا ماشين نيم متر فاصله است اگه راننده متمدنى باشى حتما لاى اون دوتا خودت رو جا ميدى، نشد هم نشه مهم نيست ميماله به عقبى و جلويى، قفل فرمون كه دارى؟ ميپرى پايين يقه طرف رو ميگيرى، 3 تا ميزنى تو گوشش، با قفل فرمون ميكوبى تو شيشه عقبش ميپرى پشت ماشينت و ميرى.
6- از حكومتت راضى هستى: ميرى راى ميدى مياى خونه تا 3 سال بعد هم اعتراضى ندارى، اگه هم كسى اعتراض كرد ميگى خوب مردم بايد همكارى كنند يك نفر نميتونه كارى كنه. اگه ميخواى متمدن بشى اونم از نوع 2500 ساله، ميرى راى ميدى مياى خونه. فرداش كه از خواب بلند ميشى ميرى سر كار همه جا رو نگاه ميكنى مى بينى اى داد بيداد حسن آقا بقال و آق تقى نجار و خيابونها و ماشينها همون شكل ديروزه هيچ فرقى نكرده، بلند ميگى نه بابا از اول هم ميدونستم اينم آدم نيست. ميرى سر كارت با بقيه همكارها شروع ميكنى كه اين مردم ! ( يادت باشه خودت جزو اون مردم نيستی ها !! ) آدم نميشن باز هم يك گ.ه ديگه انتخاب كردند. و همزمان به همون رفتار و فرهنگ سابقت ادامه ميدى با اين باور كه اين مملكت همينيه كه هست و اگه هم حتى من عوض بشم فايده نداره بايد حكومتش عوض بشه و هر 4 سال يكبار اينكار رو تكرار ميكنى تا جاييكه، خودت و همه اطرافيانت رو در گند غرق ميكنى به اين اميد كه آدمى از آسمون نازل بشه و با انگشتر جادوييش يك شبه همه اون مملكت رو عوض كنه.
7- چشمت به ناموس مردم و كارمندات نيست: وقتى ميخواى استخدام كنى نه به سايز م.م.ه كار دارى، نه برجستگى لبها، نه سن و سال طرف نه خوشگلى و نه زشتيش نه حتى مليت و مذهبش، فقط برات مهمه كه كار بلد باشه، اين ديگه از بى تمدنى هم رد شده به بى شعورى رسيده آخه ، قربونت برم من، مگه نميدونى بايد فقط دختراى جوون و خوشگل رو استخدام كنى؟ مگه از قبل تهيه تدارك يك آپارتمان مجردى نديدى؟ خيلى خنگى والا حقوق هم ميدى ، استفاده هم نميكنى؟ حالا نميگم از همه ، اما حد اقل 2 تا خانم براى شركتت لازم دارى ها، ترجيحا فوق ليسانس با تسلط به زبان انگليسى !!
8- يعنى هنوز ياد نگرفى واسه هر چيزى داد بكشى ميرم ازت شكايت ميكنم، حقت رو ميذارم كف دستت، آخه خنگ خدا اين همه قاضى بيكار نشسته تو دادگاه داره علافى ميكنه خوب برو شكايت كن، مهم نيست نتيجه نده، مهم اينه كه طرف ميفهمه با كى طرفه!!! همين بسه ديگه ، آدمش ميكنى، كم چيزيه؟؟
9- اخ اخ اخ از اين يكى كه دلم كبابه. ببين اقيانوس به اين گندگى اينور و اونورتون رو گرفته مثل خل ها اسمش رو گذاشتيد اقيانوس آرام، آقاجون متمدن ها يك خليج دارند كه از روى اطلس جهان بهش نگاه كنى نصف يك بند انگشته، توش كشتى دارند، موشك دارند،. هر 1-2 ماه يه بار توش دعوا ميشه حسابى، بگير و ببند و بيار و تهديد و نامه و از اين چيز ها، اينورش ناو هواپيما بره، اونورش ناو موشك پرون ، پايينش هم كه اين عربهاى سوسمار خور گرفتن و اونوقت متمدنها بايد هر چند وقت يك بار يك PETITION درست كنند و يك ميليون امضا جمع كنند، شما در حق اين اقيانوس چه كردين تا به حال. خيلى بى تمدنى
10- با اينكه هنوز خيلى چيز ها ميشه گفت اما اينم بگم و برم كه بيشتر از اين خسته نشى خارجى جان، ببين غر غر زدن و شاكى بودن مادام العمر از نشانه هاى تمدن 2500 ساله است. هر جاى دنيا كه رفتى، هر چيزى هم كه به دست آوردى، اصلا هر شكرى ! شدى يا نشدى، در هر حال اگه ميخواى واقعا متمدن بمونى غر بزن، اگه يه كمى هم خاله زنكى قاطى اين غر غر هات كنى كه نور على نور ميشى ديگه روح كوروش و داريوش خيلى ازت راضى ميشه. گفته باشم، ديگه ميل خودته. خيال نكنى يك وقت تو مملكت متمدنها مرد نبايد خاله زنك باشه ها نه اصلا، باش، بگو هر چى دلت ميخواد سرت رو بكن اينور و اونور زندگى مردم و از بابت همه چيز غر بزن. يك چيز هم خيلى يواشكى بهت ميگم اينو به كسى نگو، اما اگه ميخواى يك مرد كاملا اصيل متمدن باشى حسادت يادت نره، حسود باش و بعد راه برو بگو اين زنها چقدر حسودن، تا دوستت از كار بيكار شد الكى يك بيچاره بچسبون اولش بعد تو دلت قند آب كن، اينها خيلى مهمه براى پرورش تمدن و فرهنگت. البته از يك فرهنگ چند صد ساله نميشه توقع داشت كه چيزى سرش بشه . از بقيه مواردى هم كه بايد خيليييييى روش كار كنى، پشت هم اندازى، غد بازى، چرت و پرت گفتن و اصرار بر اثبات چرت و پرت هات، هى عذر بدتر از گناه آوردن ولى قبول اشتباه نكردن، كلمه ببخشيد و حق با شماست رو بايد به كل از فرهنگ لغاتت حذف كنى، سر كار گذاشتن دوست و آشنا و رئيس و همكار، متلك گفتن، قپى اومدن، منم منم كردن، فخر فروختن، آهان داشت يادم ميرفت، حالت چشمات، اين خيلى مهمه، يادت باشه كه وقتى تو يك جمع نشستى حتما حتما يك ابرو روبندازى بالا و با چشماى خمار به بقيه آدم ها نگاه كنى كه همه بفهمند چه شخصيتى دارى، تكرار جمله جادويى برو بينيم بابا، 1000 تومن در آوردن 10000 تومن خرج كردن، وسايل خونه مارك دار خريدن براى در آوردن چشم فاميل، لباس حتما برند NAME باشه، خالى بستن، تو يك جمع كه نشستى هر چى ميتونى خالى ببند، دور زدن كه خودش خيلى مهمه، در هر ثانيه بايد فكر كنى همه دارند سرت رو كلاه ميذارن و پيش دستى كنى دورشون بزنى، تازه بايد به بچه هات هم تمدن ياد بدى، بچه هاى متمدن، از 5 سالگى آيفون دارند، از 11 سالگى سيگار ميكشند، در 13 سالگى تمام فحشهاى ناموسى رو بلدند ، در 15 سالگى رگ گردنشون قلنبه ميشه، در 18 سالگى ميگن اين سازمان سنجش لعنتى سوالات رو فروخت ما قبول نشديم، در 20 سالگى سرباز فراريند، در 22 سالگى آى پاد تو گوششونه خيابون متر ميكنند، اين بچه هاى بى تمدن شما خارجى ها از 15 سالگى ميرن به اميد آينده و پيشرفت و كسب تجربه بعد از مدرسه غروبها تا 11-12 شب تو رستوران كار ميكنند، حالا باباش بهترين جراح قلب تورنتو هست باشه ( برادرزاده رئيسم) اينقدر بى تمدنه كه ميگه شرم آوره كه بچه ات 18 ساله باشه و براى دراوردن هزينه هاى شخصيش زحمت نكشيده باشه. پسر و دخترش هر دو گارسونن تو رستوران، خوب به اين ميگن دكتر بى تمدن.اينها رو فعلا برو ياد بگير تا باز ببينم هنوز چقدر كار دارى تا متمدن بشى.
« به نقل از سایت از قلب کویر»

خوشبختی



همه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه با ازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت، وقتي بچه دار شويم بهتر خواهد شد، و با به دنيا آمدن بچه‌هاي بعدي زندگي بهتر...
ولي وقتي مي‌بينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند، خسته ميشويم.
بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند.
فرزندان ما كه به سن نوجواني ميرسند، باز كلافه ميشويم، چون دايم بايد با آنها سروكله بزنيم. مطمئناً وقتي بزرگتر شوند و به سنين بالاتر برسند، خوشبخت خواهيم شد.
با خود ميگوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه :
همسرمان رفتارش را عوض كند،يك ماشين شيك تر داشته باشيم، بچه هايمان ازدواج كنند،
به مرخصي برويم و در نهايت بازنشسته شويم...
حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد.
اگر الآن نه، پس كي؟ زندگي همواره پر از چالش است.
بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل، شاد و خوشبخت زندگي كنيم.
خيالمان ميرسد كه زندگي، همان زندگي دلخواه، موقعي شروع ميشود كه موانعي كه سر راهمان هستند ، كنار بروند:
مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم ميكنيم، كاري كه بايد تمام كنيم،
زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم، بدهي‌هايي كه بايد پرداخت كنيم و ...
بعد از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود!
بعد از آنكه همه اينها را تجربه كرديم، تازه مي فهميم كه زندگي، همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع مي‌شناسيم.
اين بصيرت به ما ياري ميدهد تا دريابيم كه جاده‌اي بسوي خوشبختي وجود ندارد.
خوشبختي، خودٍ همين جاده است. پس بياييد از هر لحظه لذت ببريم.
براي آغاز يك زندگي شاد و سعادتمند لازم نيست كه در انتظار بنشينيم:
در انتظار فارغ التحصيلي، بازگشت به دانشگاه، كاهش وزن ، افزايش وزن، شروع به كار، ازدواج، شروع تعطيلات، صبح جمعه، در انتظار دريافت وام جديد، خريد يك ماشين نو، باز پرداخت قسطها، بهار و تابستان و پاييز و زمستان، اول برج، پخش فيلم مورد نظرمان از تلويزيون، مردن، تولد مجدد و...
خوشبختي يك سفر است، نه يك مقصد.. هيچ زماني بهتر از همين لحظه براي شاد بودن وجود ندارد.
زندگي كنيد و از حال لذت ببريد. اكنون فكر كنيد و سعي كنيد به سؤالات زير پاسخ دهيد:
1. پنج نفر از ثروتمندترين مردم جهان را نام ببريد.
2. برنده‌هاي پنج جام جهاني آخر را نام ببريد.
3. آخرين ده نفري كه جايزه نوبل را بردند چه كساني هستند؟
4. آخرين ده بازيگر برتر اسكار را نام ببريد.
نميتوانيد پاسخ دهيد؟ نسبتاً مشكل است، اينطور نيست؟
نگران نباشيد، هيچ كس اين اسامي را به خاطر نمي آورد.
روزهاي تشويق به پايان ميرسد!
نشانهاي افتخار خاك مي گيرند!
برندگان به زودي فراموش ميشوند!
اكنون به اين سؤالها پاسخ دهيد:
1. نام سه معلم خود را كه در تربيت شما مؤثر بوده‌اند ، بگوييد.
2. سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نياز به شما كمك كردند، نام ببريد.
3. افرادي كه با مهربانيهايشان احساس گرم زندگي را به شما بخشيده‌اند، به ياد بياوريد.
4. پنج نفر را كه از هم صحبتي با آنها لذت ميبريد، نام ببريد. حالا ساده تر شد، اينطور نيست؟
افرادي كه به زندگي شما معني بخشيده‌اند، ارتباطي با "ترين‌ها" ندارند،ثروت بيشتري ندارند، بهترين جوايز را نبرده‌اند، ...
آنها كساني هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند، همانهايي كه در همه شرايط، كنار شما ميمانند .
كمي بيانديشيد.. زندگي خيلي كوتاه است. و شما در كدام ليست قرار داريد؟ نميدانيد؟
اجازه دهيد كمكتان كنم.
شما در زمره مشهورترين نيستيد...،

مژده به ایرانیان خارج از کشور  ( بخش دوم )

*Painted us black! (مارو رو سياه کرد!)
*The door to the pot is open, where is the integrity of the cat? (در ديزی بازه حيای گربه کجا رفته?)
*You can't ride a camel bending, bending! (شتر سواری دلا دلا نمی شه!)
*The blind read! (کور خونده!)
*The dog was hitting, the cat was dancing! (سگ ميزدگربه می رقصيد!)
*You brought my life up to my lip! (جونم و بلبم رسوندی!)
*My soul reached my lips! (جونم بلبم رسيد!)
*Inside head eater!! (توسری خور!!)
*It's hit my head! (زده به سرم!)
*Blind cat! ('گربه کوره!)
*My head whistled! (سرم سوت کشيد!)
*My job is done. (کارم تمومه.)
*Burnt father! (پدر سوخته!)
*His mouth still smells like milk! (هنوز دهنش بوی شير میده!)
*I haven't said anything to her and she has grown a tongue! هيچه بهش نگفتم، زبون در آورده)!)
*I hope your eyes go blind! (چشمت کور!)
*I grabbed it out of his belly. (از دلش در آوردم.)
*One is too little, two is sad, the third is sure. (يکی کمه دوتا غمه سومی خاطر جمعه.)
*It was hitting and banging! (بزن بکوب بود!)
*May your hand not hurt. (دستت دردنکنه.)
*May your head not hurt. (سرت درد نکنه.)
*Don't be tired! (خسته نباشی!)
*I hope your mind goes up! (فهمت بره بالا!)
*Choke!!! (خفه شو!!!)
*Killed the cat by the honeymoon suite! (گربه رو دم حجله کشت!)
*Not coming not coming, when coming, two two coming!! ( نمياد نمیاد وقتی مياد دوتا دوتا مياد!)
*No daddy!!! (نه بابــــــا!!!)
*Go daddy!!! (برو بابــــــــْآ !!!)
*Let's hit and go! (بزن بريم!)
*One pot tells the other pot your face is black?! (ديگ به ديگ ميگه روت سياه?!)
*Make him a donkey! (خرش کن!)
*Come short! (کوتاه بيا!)
*Money is not the bear's grass!! (پول علف خرس نيست!!)

مژده به ایرانیان خارج از کشور  ( بخش اول )

مشکل بسیار بزرگی که ایرانیان خارج نشین در گفتگو با مردم انگلیسی زبان داشته اند، بیان اصطلاحاتِ رایج در زبان فارسی بوده که نمیشد به زبان انگلیسی ترجمه کرد، اما اکنون این مشکل هم الحمدالله برطرف شد!!در این پست و چند تا از پستهای آینده به تدریج اصطلاحات رفع مشکل شده اعلام می شود!!!!!
*My father came out, and I will take out your father!
پدرم در آمد و پدر تورا هم در ميارم))
*May they take away your 'dead washer'! (مرده شورتو ببرن!)
*Ghosts of your stomach! (ارواح شکمت!)
*Don't put a hat on my head! (سرم کلاه نگذار!)
*Why are you selling me wet wood?? (چراهيزم تر بمن می فروشی?)
*Light up my homework! (تکليفم رو روشن کن!)
*His donkey passed the bridge. (خرش از پل گذشت)
*Cut tail! (دم بريده)
*What kind of dirt shall I put on my head? (چه خاکی بر سرم بکنم?)
*His head is playing with his tail! (سرش با دمش (..) بازی می کنه!)
*Pull your carpet out of the water! (گليمتو از آب بکش!)
*Happiness has hit you under your stomach! (خوشی زده زير دلش!)
*Punch you so hard that electricity will come out of your eyes!
(چنان بزنم که برق از چشمت بپره!)
*Snake Venom! (زهر مار !)
*Disease! (مرض!)
*Pain without a cure! (درد بی درمون!)
*He thinks he has fallen out of an elephant's nose?!
(فکر می کنه از دماغ فيل افتاده?!)
*Dog's mustache (سگ سبيل)
*I'll take out your eyes! (چشتو در ميارم!)
*Your step on my eye! (قدمت روی چشمم!)
*May I be sacrificed for you! (قربونت برم!)
*You have seen camel; you haven't seen. (شتر ديدی نديدی.)
*Don't drop worms! (کرم نريز!)
*He does long tongue!! (زبون درازی می کنه!!)
*Donkey into donkey!!! (خرتوخره!!!)
*They are like an elephant and a tea cup! (مثل فيل و فنجون می مونن)
*Don't put watermelon under my arms! (هندونه زير بغلم نده!)
*I'll make you one with the wall! با ديوار يکيت می کنم)!)
*I wanted to see who my nosey person is?! (ميخواست ببنم فضولم کيه?!)
*Don't look at me left left!! ( بهم چپ چپ نگاه نکن )
*Took the water from my face! (آبرومو برد