تبليغاتX
شاید وقتی دیگر
برای انسانهای بزرگ بن بستی نیست زیرا می دانند یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت

این مطلب اولین بار در سال 2001 توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت 4 روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند. این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد .

گفتگو با خدا

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم . 
خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟
گفتم : اگر وقت داشته باشید .
خدا لبخند زد
وقت من ابدی است . چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟ 
چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟

خدا پاسخ داد ... 

این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند . 
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند .
این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند. 
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند .
این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند . 
زمان حال فراموش شان می شود .
آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال . 
این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد . 
و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند . 
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم .

بعد پرسیدم ... 

 
به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند ؟ 

 
خدا دوباره با لبخند پاسخ داد .

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد . 

اما می توان محبوب دیگران شد .
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند . 
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد .
بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد 
یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم . 
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد .
Tبا بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن . 
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند . 
اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند . 
یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند . 
یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند . 
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند . 

و یاد بگیرن که من اینجا هستم

همیشه

 

+ تاریخ  جمعه 16 بهمن1388زمان 0:49  توسط علی   | 

دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است :

دسته اول
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدم‌ها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.

دسته سوم
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند
آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته چهارم
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم هستند
شگفت‌انگیزترین آدم‌ها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

+ تاریخ  جمعه 16 بهمن1388زمان 0:41  توسط علی   | 

اطلاعات زير،‌حاصل يك تحقيق بر روي يك گروه ميليوني از دختران ايراني است كه در آن رابطه‌ي بين سن و معيار ازدواج مورد بررسي قرار گرفته است.

۱۸ الي ۲۰ سالگي: حداقل ليسانس داشته باشد،قدبلند،‌خوش بر و رو،‌ خوش تيپ،‌ خوشمزه!،‌ پولدار،‌داراي ماشين (حداقل 206)،‌ترجيحا خارج رفته.

۲۱ الي ۲۴ سالگي: حداقل فوق ديپلم داشته باشد،‌قد متوسط هم اشكال ندارد، قيافه چندان مهم نيست، تيپ معقولانه، بداخلاق نباشد،‌داراي ماشين (حداقل پرايد)، خارج رفته ‌نرفته فرقي ندارد.

۲۵ الي ۲۹ سالگي: مدرك تحصيلي چندان مهم نيست،‌كار داشته باشد كافيست، قدش خيلي كوتاه نباشد ترجيحا، مهم سيرت است نه صورت!، آدم نبايد ظاهربين باشد،‌ دست بزن نداشته باشد همين، ماشين نداشت اشكال ندارد ولي قول بدهد بعدا بخرد.

۳۰ الي ۳۵ سالگي: مدرك اصلا مهم نيست فقط سواد خواندن و نوشتن داشته باشد كفايت مي‌كند، كار داشته باشد، قدش اصلا اهميت ندارد،‌مهم فهم و شعور است.

۳۶ الي ۴۰ سالگي: كار داشته باشد كافيست،‌فهم و شعور هم ترجيحا داشته باشد

۴۱ الي ۵۰ سالگي: مذكر باشد كفايت مي‌كند!

۵۰ الي آخر: در حال حاضر مشترك مورد نظر در دسترس نمي‌باشد/ نو ريسپانس تو پيجينگ!

- در پايان به پسران محترم و عزيز توصيه مي‌شود:

با توجه به بالا رفتن سن ازدواج دختران كه ميانگين آن نزديك به سي سال است ، زياد خودشان را براي ادامه‌ي تحصيل، مشكل سربازي،خريد منزل،‌ماشين،‌موبايل و غيره اذيت نكنند؛ چرا كه هم عجله كار شيطان است و هم طبق آمار فوق،‌طرف همينجوري از شما راضي است و نيازي به زحمت اضافه نمي‌باشد!

و من الله توفيق!

************ *******

پي‌نوشت:

۱- با تشكر از انجمن خيريه"ادتا" كه ما را در تهيه‌ي اين مطلب ياري نمودند.

۲- "ادتا" مخفف انجمن حمايت از دختران ترشيده‌ي ايراني"

+ تاریخ  جمعه 16 بهمن1388زمان 0:28  توسط علی   | 

آیا میدانستید که دانشمندان ثابت کرده اند که گل سرخ ترکیبی از بوی 40 نوع گل مختلف است ؟
>
> آیا میدانستید که اگر کلفتی تار عنکبوت به اندازه مغز یک مداد به هم تنیده میشد می توانست یک هواپیمایبویینگ سنگین وزن را تحمل کند ؟
>
> آیا میدانستید که این حقیقت دارد که به راستی فیل از موش میترسد ؟
>
> آیا میدانستید که شلوغ ترین مکان دنیا  کندوی زنبور عسل است ؟
>
> آیا میدانستید که در حال حاضر 6 میلیون اختراع در جهان وجود دارد که ادیسون با 1094 اختراع رکورد دار است؟
>
> آیا میدانستید که اگر تمام کرات منظومه شمسی را با هم جمع کنیم و سپس آن را دو برابر کنیم باز هم به اندازه کره مشتری نمی شود ؟
>
> آیا میدانستید که وسعت کره ماه به اندازه قاره استرالیاست ؟
>
> آیا میدانستید که ملخ ها فراوان ترین موجودات بر روی زمین هستند و موجوداتی هستند که در  روز دو برابر وزن خود غذا می خورند ؟
>
> آیا میدانستید که هر چشم مگس از10 هزار عدسی تشکیل شده است ؟
>
> آیا میدانستید که طبیعت سیاره اورانوس برخلاف زمین است یعنی دو قطبش گرم و قسمت های استوایی آن بسیار سرد است؟
>
> آیا میدانستیدکه سوسک ها مقاوم ترین موجودات در برابر گرسنگی هستند. آنها میتوانند یک ماه بدون غذا و دو ماه بدون آب زنده بمانند ؟
>
> آیا میدانستید که نیروی جاذبه ماه میتواند باعث زمین لرزه شود ؟
>
> آیا میدانستید که شیارهاى کف دست کمکی براى بهتر گرفتن اشیاء است ؟
>
> آیا میدانستید که لاشخورها قادر به دیدن یك موش كوچك از ارتفاع ۴ كیلومتری میباشند ؟
>
> آیا میدانستید که مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن میگویند ؟
>
> آیا میدانستید که مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی  میشمارند ؟
>
> آیا میدانستید که مصرف زغال اخته از تنگی عروق خون جلوگیری میكند ؟
>
> آیا میدانستید که خورشید در مدار کهکشان شیری با سرعت ۹۰۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت میکند؟
>
> آیا میدانستید که نام قدیم یونان، هلاس برگرفته از هلیوس خدای خورشید بوده است ؟
>
> آیا میدانستید که فقط قورباغه های نر قور قور می کنند ؟
>
> آیا میدانستید  که خرس با تمام سنگینی خود میتواند با سرعت ۵۰ كیلومتر در ساعت بدود ؟
>
> آیا میدانستید که افراد باهوش داراى روى و مس بیشترى در موهایشان هستند ؟
>
> آیا میدانستید که شكلات بر عصب و قلب سگ تاثیر بد دارد، با کمی شكلات میتوان یك سگ را کشت ؟
>
> آیا میدانستید که یک قطره لیكور عقرب را دیوانه می كند و عقرب خودش را نیش می زند و می كشد ؟
>
> آیا میدانستید  که مایع موجود در نارگیل نارس را می توان بجای پلاسمای خون استفاده كرد ؟
>
> آیا میدانستید که درخت بلوط تا قبل از پنجاه سالگی میوه نمی دهد ؟
>
> آیا میدانستید که زهره تنها سیاره ای است كه در جهت عقربه های ساعت بدور خودش می چرخد ؟
>
> آیا میدانستید که برای اینكه ۷۰۰ گرم به وزن شما اضافه شود باید ۹ كیلو سیب زمینی بخورید ؟
>
> آیا میدانستید که در بین انواع خرس، خرس پاندا بزرگترین جمجمه را دارد ؟
>
> آیا میدانستیدکه شیرینی تنها مزه ای است كه جنین در رحم مادر هم می فهمد ؟
>
> آیا میدانستید که زنبور عسل ۵ چشم دارد كه ۲ تا اصلی در بغل سر و ۳ تا بر روی سر او قرار دارد ؟
>
> آیا میدانستید که 20 درصد آب شیرین جهان میان آمریكا و كانادا قرار دارد ؟
>
> آیا میدانستید که بیماری قند اولین عامل  كوری در مردم جهان است ؟
>
> آیا میدانستید که دانشمندان دریافته اند که مورچه همچون انسان صبح ها خمیازه میکشند ؟
>
> آیا میدانستید که زنبور از بوی عرق بدش میاید و به كسی كه بدنش بو دهد یا عطر زده باشد حمله می‌كند ؟
>
> آیا میدانستید که رنگ سفید برای زنبور عسل آرامش دهنده و رنگ قهوه ای ناراحت كننده است ؟
>
> آیا میدانستید که نعناع سكسکه و تنگی نفس را شفا میدهد ؟
>
> آیا میدانستید که جرم زمین هشتاد و یک برابر ماه است ؟
>
> آیا میدانستید که نوزاد بیش از ۳۰۰ استخوان دارد که با رشد بعضی از آنها به یكدیگر جوش می خورند ؟
>
> آیا میدانستید که تقریباً یك سوم وزن یك زن و یك دوم وزن یك مرد را ماهیچه تشكیل می دهد ؟
>
> آیا میدانستید که لایه بیرونی پوست انسان هر ۲ هفته یکبار با سلولهای جدید تعویض میشود ؟
>
> آیا  میدانستید که خوردن یک سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود ؟
>
> آیا میدانستید که موشهای صحرایی سالانه یک سوم ذخایر غذایی جهان را نابود میسازند ؟
>
> آیا میدانستید که چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد، چین با ۱۳ کشور هم مرز است ؟
>
> آیا میدانستید که موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند ؟
>
> آیا میدانستید که خوردن کاهو مانع ریزش و سفید شدن موها میگردد ؟
>
> آیا میدانستید که برای جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی باید درون سبد آن یک عدد سیب قرار دهید؟
>
> آیا میدانستید که یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم كافی برای كشتن ۲۲۰۰ انسان را دارد ؟
>
> آیا میدانستید که مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر دو ناشنوا بوده اند ؟
>
> آیا میدانستید که  بیشترین سر دردهای معمولی از كم نوشیدن آب می باشد
>

+ تاریخ  جمعه 16 بهمن1388زمان 0:21  توسط علی   | 

دان هرالد (Don Herald)  كاريكاتوريست و طنزنويس آمريكايى در سال 1889 در اينديانا متولد شد و در سال 1966 از جهان رفت. دان هرالد داراى تاليفات زيادى است اما قطعه كوتاهش «اگر عمر دوباره داشتم...» او را در جهان معروف كرد.
  بخوانيد:
البته آب ريخته را نتوان به كوزه باز گرداند، اما قانونى هم تدوين نشده كه فكرش را منع كرده باشد .
اگر عمر دوباره داشتم مى  كوشيدم اشتباهات بيشترى مرتكب شوم. همه چيز را آسان مى  گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر مى  شدم. فقط شمارى اندك از رويدادهاى جهان را جدى مى  گرفتم. اهميت كمترى به بهداشت مى دادم.. به مسافرت بيشتر مى  رفتم. از كوههاى بيشترى بالا مى  رفتم و در رودخانه  هاى بيشترى شنا مى  كردم.. بستنى بيشتر مى خوردم و اسفناج كمتر . مشكلات واقعى بيشترى مى  داشتم و مشكلات واهى كمترى. آخر، ببينيد، من از آن آدمهايى بوده ام كه بسيار مُحتاطانه و خيلى عاقلانه زندگى كرده  ام، ساعت به ساعت، روز به روز. اوه، البته من هم لحظاتِ سرخوشى داشته  ام. اما اگر عمر دوباره داشتم از اين لحظاتِ خوشى بيشتر مى  داشتم. من هرگز جايى بدون يك دَماسنج، يك شيشه داروى قرقره، يك پالتوى بارانى و يك چتر نجات نمى  روم. اگر عمر دوباره داشتم، سبك  تر سفر مى كردم .
اگر عمر دوباره داشتم، وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه مى  رفتم و وقتِ خزان ديرتر به اين لذت خاتمه مى  دادم . از مدرسه بيشتر جيم مى  شدم. گلوله هاى كاغذى بيشترى به معلم  هايم پرتاب مى  كردم . سگ  هاى بيشترى به خانه مى آوردم. ديرتر به رختخواب مى  رفتم و مى  خوابيدم. بيشتر عاشق مى  شدم. به ماهيگيرى بيشتر مى  رفتم. پايكوبى و دست افشانى بيشتر مى كردم. سوار چرخ و فلك بيشتر مى شدم. به سيرك بيشتر مى  رفتم .
در روزگارى كه تقريباً همگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسى وخامت اوضاع مى  كنند، من بر پا مى  شدم و به ستايش سهل و آسان  تر گرفتن اوضاع مى  پرداختم. زيرا من با ويل دورانت موافقم كه مى گويد:


"شادى از خرد عاقل   تر است."

 

+ تاریخ  جمعه 16 بهمن1388زمان 0:4  توسط علی   | 

شهر سوخته در ۵۶ کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل - زاهدان واقع شده است
این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده است
«کلنل بیت» یکی از ماموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است که در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و آثار باقیمانده از آتش سوزی را دیده است
شهر سوخته دارای نظام مرتب و منظم آب‌رسانی و تخلیه‌ی فاضلاب بوده است
اولین جراحی بروی مغز در این شهر و بروی سر یک دختر بچه انجام گردیده است
بر مبنای یافته‌های باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هکتار وسعت دارد
 
براي نخستين بار در شهر سوخته يك چشم مصنوعي متعلق به 4800 سال پيش كشف شد. این چشم مصنوعی متعلق به زنی 25 تا 30 ساله بوده که در یکی از گور های شهر سوخته مدفون شده بوده است.
 
کشف اولین خط کش جهان با قدمت بیش از پنج هزار سال
 این خط کش به طول 10 سانتیمتر با دقت نیم میلیمتری و از جنس چوب آبنوس است. کشف خط کش در شهر سوخته زابل نشانگر این است که ساکنان این شهر باستانی دارای پیشرفت های زیادی در زمینه علم ریاضیات بوده اند
 
قدیمی ترین تخته نرد جهان
از گور باستانی موسوم به شماره 761 کهن ترین تخته نرد جهان به همراه 60 مهره ی آن در شهر سوخته پیدا شد. این تخته نرد بسیار قدیمی تر از تخته نردی است که در گورستان سلطنتی «اور» در بین النهرین پیدا شده بود.
مخترع انیمشین در جهان ما بوده ایم نه چینی ها
 
نخستین انیمیشن جهان
باستان شناسان هنگام کاوش در گوری 5 هزار ساله جامی را پیدا کردند که نقش یک بز همراه با یک درخت روی آن دیده می شود. آن ها پس از بررسي اين شي دريافتند نقش موجود بر آن برخلاف ديگر آثار به دست آمده از محوطه‌هاي تاريخي شهر سوخته، تکراري هدفمند دارد، به گونه‌اي که حرکت بز به سوي درخت را نشان مي دهد. هنرمندی که جام سفالين را بوم نقاشي خود قرار داده، توانسته‌ است در 5 حرکت، بزي را طراحي كند كه به سمت درخت حركت و از برگ آن تغذيه مي کند.
 
حاصل انیمیشن و باز سازی آن بروی کامپیوتر
به گفته اين باستان‌شناس، بز از جمله حيواناتي است كه در رسيدن به ارتفاعات تبحر داشته و مي‌تواند با يك حركت جهشي به سمت بالا حركت كند. هنرمند نقاش شهر سوخته‌اي، با دقت و زبردستي موفق به تصوير كردن جهش اين بز شده است.
 
از دیگر اشیای مهم از میان هزاران شی یافت شده، می‌توان از سفال با امضای سفال‌گر بر روی آن، چکش، سوزن، شهرک‌های مسکونی و ساختمان‌های همه‌گانی هم‌چون آپارتمان، بذر خربزه، حبوبات، ماهی خشک کرده، برنج، زیره، کوره‌های سفالگری، کوره‌های ذوب فلزات، دکمه، تبر، بندکفش، قلاب، شانه سر، طناب، سبد، گل مو، قاب‌های چوبی، کفش، کمربند و ... نام برد.

+ تاریخ  یکشنبه 11 بهمن1388زمان 0:17  توسط علی   | 

آرتور اشي قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خونِ آلوده اي كه در جريان يك عمل جراحي در سال 1983 دريافت كرد، به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنيا نامه هايي از طرفدارانش دريافت كرد. يكي از طرفدارانش نوشته بود: چرا خدا تو را براي چنين بيماري انتخاب كرده است؟!

او در جواب گفت: در دنيا، 50 ميليون كودك بازي تنيس را آغاز مي كنند. 5 ميليون نفر ياد مي گيرند كه چگونه تنيس بازي كنند.500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند.50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند. 5 هزار نفر سرشناس مي شوند. 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي كنند، چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند و دو نفر به فينال ... و آن هنگام كه جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم "خدايا چرا من؟" و امروز هم كه از اين بيماري رنج مي كشم، نيز نمي گويم "خدايا چرا من؟"

نتيجه اخلاقي :
 
 در نبرد بين روزهاي سخت و انسان هاي سخت، اين انسانهاي سخت

 هستند كه باقي ميمانند، نه روزهاي سخت

+ تاریخ  یکشنبه 11 بهمن1388زمان 0:4  توسط علی   | 

 

خانمي با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پايين آمدند و بدون هيچ قرار قبلي راهي دفتر رييس دانشگاه هاروارد شدند.

منشي فوراً متوجه شد اين زوج روستايي هيچ کاري در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند. مرد به آرامي گفت: «مايل هستيم رييس را ببينيم.»

منشي با بي حوصلگي گفت: «ايشان امروز گرفتارند.»

خانم جواب داد: « ما منتظر خواهيم شد.»

منشي ساعتها آنها را ناديده گرفت و به اين اميد بود که بالاخره دلسرد شوند و پي کارشان بروند. اما اين طور نشد. منشي که دید زوج روستایی پی کارشان نمی روند سرانجام تصميم گرفت برای ملاقات با رییس از او اجازه بگیرد و رییس نیز بالاجبار پذیرفت. رييس با اوقات تلخي آهي کشيد و از دل رضایت نداشت که با آنها ملاقات کند. به علاوه از اينکه اشخاصی با لباس کتان و راه راه وکت وشلواري دست دوز و کهنه وارد دفترش شده، خوشش نمي آمد.

خانم به او گفت: «ما پسري داشتيم که يک سال در هاروارد درس خواند. وي اينجا راضي بود. اما حدود يک سال پيش در حادثه اي کشته شد. شوهرم و من دوست داريم بنايي به يادبود او در دانشگاه بنا کنيم.»

رييس با غيظ گفت :« خانم محترم ما نمي توانيم براي هرکسي که به هاروارد مي آيد و مي ميرد، بنايي برپا کنيم. اگر اين کار را بکنيم، اينجا مثل قبرستان مي شود.»

خانم به سرعت توضيح داد: «آه... نه....  نمي خواهيم مجسمه بسازيم. فکر کرديم بهتر باشد ساختماني به هاروارد بدهيم.»

رييس لباس کتان راه راه و کت و شلوار دست دوز و کهنه آن دو را برانداز کرد و گفت: «يک ساختمان! مي دانيد هزينه ي يک ساختمان چقدر است؟ ارزش ساختمان هاي موجود در هاروارد هفت و نيم ميليون دلار است.»

خانم يک لحظه سکوت کرد. رييس خشنود بود. شايد حالا مي توانست از شرشان خلاص شود. زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت: «آيا هزينه راه اندازي دانشگاه همين قدر است؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نيندازيم؟»

شوهرش سر تکان داد.. رييس سردرگم بود. آقا و خانمِ "ليلاند استنفورد" بلند شدند و راهي کاليفرنيا شدند، يعني جايي که دانشگاهي ساختند که تا ابد نام آنها را برخود دارد:

 

دانشگاه استنفورد از بزرگترین دانشگاههای جهان، يادبود پسري که هاروارد به او اهميت نداد.

+ تاریخ  شنبه 10 بهمن1388زمان 23:59  توسط علی   | 

خودمونيم تا حالا شده از جنگ بين دو جنس خسته بشيد ؟!
نه جدي ميگم !
آهاي خانم نخند!
مثلا الان جدي هستم !
جان؟!
آها ...
حاج آقا شما هم نخند !‌ اي بابا !
جدي جدي يك بار بياين از در صلح وارد شيم
ضرر نمي كنيم كه هيچ كلي هم روابط شما با همسر و مشابه الهمسر (!) خود خوب خواهد شد
حالا درسته زن و مرد كلا با هم فرق دارند ...  ، اما چرا بجای تاکيد روی کيفيتهای منفي زن و مرد چرا روی نقاط مثبت آنان تکيه نکنيم؟
 
بياييم از خانم ها شروع کنيم :
 
زنان مهربان ، عاشق و دلسوزند.
 
زنان وقتی که خوشحال هستند گريه ميکنند.
 
زنان برای نشان دادن توجه و علاقه هميشه کارهای کوچکي انجام می دهند.
 
آنان برای دست يابی فرزندانشان به بهترين چيزها از هيچ کاری دريغ نمی کنند.
 
زنان قدرت اين را دارند که حتی وقتی بسیار خسته هستند ونمی توانند روی پای خود بايستند،لبخند بزنند.
 
آنان می دانند که چگونه يک وعده غذايی را به فرصت تبديل کنند.
 
زنان ميدانند چگونه از پول خود بهترين بهره را ببرند.
 
آنان ميدانند چگونه يک دوست بيمار را تيمار کنند.
 
زنان شادی و خنده را بدنيا ارزانی می کنند.
 
زنان صادق و وفادارند.
 
زنان در زير آن ظاهر نرم، اراده پولادين دارند.
 
آنان برای ياری رساندن به دوستی محتاج همه کار می کنند.
 
زنان از بی عدالتی به آسانی به گريه می افتند.
 
آنان می دانند چگونه به يک مرد احساس پادشاه بودن بدهند.
 
زنان دنيا را مکانی شادتر برای زندگی می سازند.
 
............
..........
........
......
....
...
..
.
.
حالا نوبت مردان است:
مردان برای حمل اشيای سنگين و کشتن سوسک و عنکبوتها خوبند ))))))) !!!
 
******
بنده هر كاري كردم ديدم نميشه بين زن و مرد صلح برقرار كرد
بنابراين مجددا كل كل بين آقايان و خانمها را بر قرار خواهيم كرد 

+ تاریخ  جمعه 9 بهمن1388زمان 19:32  توسط علی   | 

ایرانتو:

 بسیاری از ما شنیده ایم که بازده کارمندان در ایران، طی 8 ساعت حضور در محل کار خود ، بسیار کم و پایین تر از استانداردهای جهانی است. در مقابل کشورهای غربی یا مثلا ژاپن یا چین، با وجود تعداد کمتر کارمند در یک حوزه مشابه، از بازده و نتیجه بهتری برخوردار هستند.

با نگاهی به وضعیت کار و فرهنگ حاکم بر بازار کار کانادا ، و مقایسه ضمنی آن با وضعیت موجود در ایران ، می توان بخشی از دلایل موفقیت آنان دریافت.
(البته برخی از موارد زیر در ایران اجرا می شود ، اما ممکن است نتایج مشابه کشورهای توسعه یافته را نداشته باشد.)

1- تخصص گرایی:  هر گونه استخدام در کانادا بر مبنای تخصص فرد انجام می شود، به همین منظور شما می بایست، رزومه محکم و قوی، متناسب با نیاز کارفرمایان تهیه و در مصاحبه شغلی مربوطه شرکت کنید و اگر سوابق و توانمندیهای شما، مورد تأیید قرار بگیرد، شانس تصاحب پست اعلام شده را خواهید داشت. به همین دلیل شرایط و جایگاه هر شغل ، به دقت تعریف شده و متقاضیان بر مبنای آن ارزیابی می شوند و چون در این زمینه نوعی مسابقه و رقایت مطرح می شود، شایسته ترین فرد نیز انتخاب می شود.

بنابراین، در چنین شرایطی، نیازی به آموزش فرد جدید نیست و وی در سریعترین زمان، به کار خود تسلط پیدا می کند. چه این کار، یک پست با تحصیلات عالی و مهارت ویژه باشد و چه شغل عادی.

2- تعریف دقیق شرح وظایف:  شرح وظایف و مسئولیت های مربوط به هر شغل، در ایران نیز تعریف شده و به کارمند ابلاغ می شود ( گاهی هم نمی شود و شفاهی گفته می شود!) اما کمتر دیده شده، همه آن مواردی که بطور تئوری برای او معین شده به اجرا دربیاید.
در حالیکه در اینجا، ملاک عملکرد و قضاوت در خصوص نحوه کار کارمند، بر مبنای همان شرح وظایف بوده و علاوه بر این، در مواقع لزوم، حتی ارزش حقوقی نیز می یابد. از سوی دیگر، تکلیف فرد در مقابل دستمزدی که می گیرد، روشن است و با ایجاد تغییر در سیستم مدیریت و یا هر نوع جابجایی دیگر، همچنان به کار تعریف شده خود ادامه می دهد.
از سوی دیگر با توجه به اینکه در سازمان های کانادایی، پست هایی نظیر آبدارچی، نامه رسان، تایپیست و غیره معنی ندارد، انجام کارهایی از آن دست، جزو وظایف شخصی هر کارمند محسوب شده و نیازی به تذکر مجدد نیست.

3- اعتماد:  وقتی فرد متخصصی استخدام شده، و وظایفش نیز مشخص شود، نگرانی مدیر در خصوص میزان بازده او کمتر می شود و با اطمینان، اختیارات لازم را به او می دهد. اینکار ، سرعت عمل در سیستم اداری را افزایش داده و از میزان کاغذبازی و بلاتکلیفی در مقابل ارباب رجوع نیز می کاهد.

4- نظارت:  اگر چه یک کارشناس در اینجا از اختیارات لازم متناسب با جایگاه خود برخوردار است، اما عملکرد تک تک کارمندان ، بطور مداوم، از سوی مقامات بالاتر ارزیابی می شود و بر مبنای آن در خصوص ادامه کار و یا ارتقای شغلی او تصمیم گیری می شود.

5- عدم تضمین شغلی:  هیچکس در کانادا برای یک دوره 30 ساله استخدام نمی شود. قراردادها چه دولتی و چه خصوصی ، یک ساله است و حتی اگر سازمان از یک کارمند راضی نباشد ممکن است قرارداد را بطور یکجانبه لغو کند و او نیز حق اعتراض نخواهد داشت. اما دلیل اخراج به وضوح،  و با در نظر گرفتن اصول قضایی ، به وی گوشزد می شود. بنابراین اگر کسی مایل به حفظ شغل و درآمد خود باشد، باید کیفیت و بازده کاری خود را حفظ کند، در غیر اینصورت، براحتی عذر او خواسته می شود. ( گاهی نیز افراد صرفا بخاطر تعدیل نیرو و مشکلات اقتصادی سازمان، اخراج می شوند که در این حالت نیز، اعتراضی وارد نیست).

6- محیط کار و مقررات مربوطه:  ساعت ورود و خروج کارمندان بدقت کنترل می شود و فرد می بایست ، طی 8 ساعت حضور در محل کار خود، کاملا مشغول انجام وظیفه باشد و تنها حدود نیم ساعت وقت ناهار یا کشیدن سیگار در بیرون از ساختمان را خواهد داشت. اینطور نیست که یک کارمند میز خود را بی دلیل ترک کرده یا از مهمانان پذیرایی کند. حتی زمان و مکان نوشیدن قهوه نیز تعریف شده و اگر کسی بخواهد به بهانه ای مدام از زیر کار در برود، از چشم مدیران دور نمی ماند.

7- دقت عمل و تمرکز:  کارمندان معمولا نسبت به وظیفه ای که به آنها سپرده می شود حساس بوده و سعی می کنند با دقت و تمرکز لازم ، آن را بانجام برسانند. حوزه توجه و کنجکاوی آنها، صرفا در اطراف میز خود و یا با همکاران و مدیر مربوطه است. آنان وقتی برای پیگیری اخبار داخلی سازمان، مسئله حقوق و دستمزد و پاداش سایرین، اختلافات بین بخش ها یا مدیران و یا سایر اتفاقات روزمره ندارند. چرا که اینگونه موارد، به آنها مربوط نبوده و سرعت عمل و بازده کار او را نیز کاهش می دهد.

8- تعهد کاری:  سمبل کاری و سردواندن ارباب رجوع یا سرهم بندی کردن امور، امری عجیب و غیر عادی در اینجا تلقی می شود و حتی به قیمت از دست دادن شغل کارمند تمام می شود. چون همه افراد، کار خود را تخصصی می دانند، بنابراین سعی می کنند ، آن را بنحو احسن انجام دهند. این موضوع ارتباطی به اعتقادات مذهبی آنها ندارد و بصورت یک فرهنگ شغلی، رعایت می شود.

9- اکتفا به حداقل ها: کارمندان برای پیشبرد کار ، سعی می کنند کار خود را متناسب با امکانات موجود سامان ببخشند و اینطور نیست که به بهانه آماده نبودن یک وسیله یا درخواست، کارها عقب بیافتد. آنان خود ، جایگزین های لازم را پیشنهاد داده و کار را پیش می برند.

10- تأمین بموقع امکانات مورد نیاز کارکنان:  مدیریت سازمان برای بهره برداری هرچه بیشتر از ساعات حضور کارکنان و هدر نرفتن سرمایه شرکت، همواره پیش بینی های لازم در خصوص تهیه امکانات مورد نیاز اداری و تخصصی بخش های مختلف بعمل آورده و نمی گذارد بخاطر نبود یک وسیله یا بودجه مربوطه، کار تشکیلات بخوابد. ضمن اینکه همواره مدیران میانی از اختیار لازم برای تصمیم گیری در مواقع خاص برخوردار هستند و موقعیت های اینچنینی را مدیریت می کنند.

11- جایگاه مدیریت: یکی از مهمترین اموری که باعث موفقیت سازمان های کانادایی می شود، تعریف دقیق جایگاه مدیریت و افراد مربوطه است. به یقین می توان گفت همه کسانی که از جایگاه بالاتری نسبت به شما در یک اداره برخوردار هستند، دارای سواد، تخصص یا سابقه بیشتری هستند و شما براحتی زیر نظر آنان مشغول خدمت می شوید و می دانید که امکان ارتقای شغلی، برای هر فردی که لیاقت خود را باثبات برساند، فراهم است.

آنچه گفته شد، در واقع یک نمای کلی از سیستم اداری موجود در کانادا است که ممکن است در برخی جاها بطور کامل صادق نباشد و ما منکر وجود پارتی بازی یا بقول معروف داشتن  Connection و یا تبعیض نژادی نسبت به مهاجران در مقابل کانادایی ها برای شغل های خاص نیستیم.

+ تاریخ  پنجشنبه 1 بهمن1388زمان 11:42  توسط علی   | 

ایرانتو

برغم ادامه بحران اقتصادی در سطح جهان که منجر به کاهش پذیرش مهاجر در تمامی کشورهای غربی از جمله انگلیس، استرالیا، نیوزیلند و ایرلند گشته، دولت کانادا، همچنان برنامه قبلی خود ، مبنی بر حفظ رقم 250،000 نفر تازه وارد در سال را ادامه می دهد.

سخنگوی وزارت مهاجرت و شهروندی با اعلام این مطلب افزود:" آنچه ما انجام می دهیم ، در راستای بازسازی اقتصادی کشور، پس از بحران اخیر است و کانادا به همین منظور به نیروهای متخصص و سرمایه گذار همچنان نیازمند است."

citizenship


در جریان دوره بحران اقتصادی جهان، اقتصاد کانادا ، توانست، بلطف سیستم متعادل بانکی  خود، به بهترین نحوی نسبت به سایر کشورها، از آسیب های مربوطه مصون مانده و به وضعیت قبل از بحران نزدیک شود.

همزمان با دوران گذار از بحران، بخش های صنعتی و ساختمانی، بار دیگر شروع به فعالیت کردند و نیاز بازار کار به نیروهای متخصص افزون گشت.

به همین دلیل، گفته می شود، تنها تغییری که ممکن است در سال جاری نسبت به سال های گذشته بوجود آید، تکیه کردن به مهاجران بخش اقتصادی و افزودن تعداد آنها نسبت به پناهندگان، مهاجران فامیلی و سایر بخش های دیگر باشد.

همچنین سهمیه مهاجران استانی نیز نسبت به قبل افزایش چشمگیری خواهد یافت تا استان ها بطور مستقیم، در روند بازسازی اقتصادی کشور و رفع نیازهای منطقه ای سهیم گردند.

وزیر مهاجرت قول داده است که تا پایان سال جاری ، رقم مهاجران در لیست انتظار را از 630،000 به 420،000 نفر برساند که کاهشی در حدود 30 درصد را شامل می شود.

کاهش مذکور شامل کسانی می شود که قبل از 27 فوریه 2008 اقدام به تشکیل پرونده کرده اند . درحالیکه از آن تاریخ تاکنون و تحت قانون جدید مهاجرت که 38 رشته و تخصص مشخص را شامل می شود، دست کم 250،000 نفر دیگر ثبت نام کرده اند.

وزیر مهاجرت در عین حال تأکید کرد، حتی با در نظر گرفتن تعداد کل منتظران مرحله اول و دوم، باز هم جمع نهایی ، 12 درصد کمتر از زمان شروع اجرای طرح جدید مهاجرت است.

اضافه می شود، اداره آمار کانادا این هفته اعلام کرد، ، ماه دسامبر گذشته، نرخ بیکاری در کشور، در همان حد ماه نوامبر باقیمانده و تغییری نکرده است.

+ تاریخ  چهارشنبه 23 دی1388زمان 0:29  توسط علی   | 

ایرانتو

بررسی های انجام شده توسط "Royal LePage" نشان می دهد ، بازار خرید و فروش مسکن در کانادا ، در نیمه اول سال جاری، همچنان بصورت قوی و فعال، باقی خواهد ماند.
این شرکت معاملات مسکن با اشاره به اعتماد مردم نسبت به بازسازی اقتصادی کشور پس از عبور از بحران، همچنین پیش بینی کرد، متوسط بهای مسکن نیز افزایش یابد.

رییس شرکت مذکور تأکید کرد، ما در حالی وارد سال جدید می شویم که اواخر سال 2009، شاهد یک جهش چشمگیر در بازار بودیم.

یکی از دلایل اصلی فعال شدن بازار، ارائه وام های با بهره اندک بوده که همگان را به خرید خانه ترغیب کرده است.

این درحالیستکه، وزیر اقتصاد ، نسبت به ناتوانی مردم در بازپرداخت اقساط وام دریافتی، در صورت افزایش نرخ بهره هشدار داده است.

رویال پیج همچنین به تفاوت واضح متوسط بهای مسکن در سه ماهه پایانی سال 2009، نسبت به مدت مشابه آن در سال 2008، اشاره کرده است.

بطوریکه، متوسط بهای یک منزل مستقل یک طبقه (Detached Bungalows ) با 6 درصد افزایش به 315،055 دلار ، منزل دوطبقه استاندارد، با 5.2 درصد افزایش به 353،026 دلار و ارزش یک واحد آپارتمان استاندارد (Condominium) با 6.4 درصد افزایش به 205،756دلار رسیده است.

همچنین مناطقی که در ماه های گذشته ، شاهد کاهش بیشترین میزان داد و ستد بوده اند، هم اکنون به بازار پر رونقی دست یافته اند. از جمله تورنتو و ونکوور که تقریبا همه انواع منازل رشد قیمت داشته است.

رویال پیج خاطرنشان می کند، هیچ بخشی از جامعه، همانند بازار مسکن، تحت تأثیر بازسازی اقتصادی، به این شکل شکوفا نشده است.

هم اکنون اعتماد مشتریان به بازار بیشتر شده و کاناداییها بار دیگر تصمیم گرفته اند، سرمایه گذاری های شخصی خود را بر روی مسکن انجام دهند.
 

+ تاریخ  چهارشنبه 23 دی1388زمان 0:25  توسط علی   | 

خبٌ  : این کلمه‏ ای است که زنان برای پایان دادن به مکالمه‏ هایی استفاده می‏کنند که در آن حق با آن‏هاست و شما باید خفه‏ شوید !!

 
پنج دقیقه : اگر مشغول لباس‏ پوشیدن است یعنی حداقل نیم ساعت. هرچند پنج دقیقه دقیقاً معادل پنج دقیقه است اگر به شما پنج دقیقه بیش‏تر زمان جهت تماشای فوتبال داده شده باشد.‏

 
هیچٌی : این آرامش قبل از توفان است. معنی و مفهوم آن این است که باید به شدت گوش‏ به‏زنگ باشید . بحث‏هایی که با هیچی شروع می‏شوند، غالباً با خبٌ تمام می‏شوند.‏
 
 
 بفرمایید : این کلمه اصلاً ربطی به اجازه دادن انجام کاری ندارد. "اگه جرئت داری" در آن مستتر است
 
 
آه بلند : این در حقیقت یک کلمه محسوب می‏شود که معمولاً درست فهمیده نمی‏شود. آه بلند یعنی او فکر می‏کند شما یک احمق به‏ دردنخور هستید و او نمی‏داند چرا دارد وقتش را با ماندن و بحث با شما سر هیچٌی تلف می‏کند
 
 
اشکال نداره : این یکی از خطرناک ‏ترین جملاتي است که زن شما ممکن است به شما بگوید. اشکال نداره یعنی اون به زمان طولانی‏ تری احتیاج دارد که تصمیم بگیرد شما چگونه باید تاوان این اشتباه‏تان را پس بدهید.‏
 
 
ممنون : از شما تشکر می‏کند. فقط بگویید خواهش می‏کنم. هیچ حرف اضافه‏ای نزنید . خیلی ممنون می‏تواند نشان دهنده یک خطر بالقوٌه باشد
 
 
اصلاً هرچی : این ترکیب برای گفتن دهنت سرویسه یا مرده ‏شورت رو ببرن استفاده می‏شود .

  نگرانش نباش عزیزم، خودم انجام می‏دم : یک جمله بسیار خطرناک دیگر. به معنی آن‏که این کار به دفعات متعدد به شما محول شده و حالا تصمیم گرفته خودش دست به کار شود. این حالت معمولاً منجر به حالت‏ی خواهد شد که شما بپرسید چی شده؟

+ تاریخ  سه شنبه 22 دی1388زمان 23:51  توسط علی   | 


يادآوري قوانين مورفي تسکين دهنده بدبياري ها و بدشانسي هاست. قانون مورفي در سال 1949 در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شکل گرفت. مورفي مهندس هوافضا بود که روي يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سخت ترين آزمايشهاي پروژه يک تکنسين خنگ تمام سيم ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد. مورفي درباره اين تکنسين گفت: "اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه" و اين اولين قانون مورفي بود. در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب رتبه لازم از بنياد مورفي در زمره قوانين اصلي قرار گرفتند .
فلسفه مورفي
« لبخند بزن... فردا روز بدتريه!! »
 
حالا قوانين مورفي و قوانين استنباط شده از آن
-         اگر در توده يا کپه اي به دنبال چيزي بگردي، چيز مورد نظر حتما در ته قرار دارد.
-         هيچ کاري آن طور که به نظر مي رسد ساده نيست. 
-         وقتي در ترافيک گير کرده اي لايني که تو در آن هستي ديرتر راه مي افتد. 
-    هر کاري بيش از آنچه فکرش را مي کني دو برابر آنچه بايد وقت مي برد. مگر اينکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت مي گيرد . 
-         هر چيزي که بتواند خراب شود خراب مي شود آن هم در بدترين زمان ممکن. 
-    اگر چيزي را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازي احمق باهوش تري پيدا مي شود و کارت را خراب مي کند . 
-    در صورتي که شانس انجام درست يک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است . 
-    وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و... هميشه ديرتر از موعد حرکت مي کنند مگر آن که شما دير برسيد. در اين صورت درست سر وقت رفته اند . 
-         اگر به نظر مي رسد همه چيزها خوب پيش مي روند حتما چيزي را از قلم انداخته اي . 
-         احتمال بد پيش رفتن کارها نسبت مستقيم با اهميت آنها دارد. 
-    هر وقت خودت را براي انجام دادن کاري آماده کرده اي ناچار مي شوي اول کار ديگري را انجام دهي . 
-    اشياي قيمتي اگر سقوط کنند به مکان هاي غيرقابل دسترس مثل کانال آب يا دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالي که روشن است) مي افتند . 
-    مادر هميشه راه بهتري براي انجام کارتان پيشنهاد مي کند البته بعد از اينکه کار را به سختي انجام داده باشيد .  
-         هر چه بيشتر سعي کنيد چيزي را از مادرتان پنهان کنيد او بيشتر به وب کم شبيه مي شود. 
   80% امتحانات پايان ترم براساس کلاسي است که در آن غايب بوده اي. 
-         وقتي قبل از امتحانات نکات را مرور مي کني مهمترين شان ناخوانا ترينشان است. 
 -     وقتي يک تکه نان که يک طرفش مربا زده شده از دستتان مي افتد احتمال اينکه از طرف مربايي روي فرش بيافتد با قيمت فرش نسبت مستقيم دارد .
قوانين اتوبوسي مورفي : 
-         اگر تو ديرت شده اتوبوس هم دير مي آيد. 
-         اگر زود برسي اتوبوس دير مي آيد. اگر دير برسي اتوبوس زود رسيده است. 
-         اگر بليت نداشته باشي پول خرد هم نداري. وقتي پول خرد داري که بليت هم داري. 
-    هر چه بيشتر از راننده بپرسي که کدام ايستگاه بايد پياده شوي احتمال اين که درست راهنمايي ات کند کمتر خواهد شد . 
-    مدت زيادي منتظر اتوبوس مي ماني و خبري نيست پس سيگاري روشن مي کني. به محض روشن شدن سيگار، اتوبوس مي رسد. (به عبارت ساده اگر سيگار را روشن کني اتوبوس مي رسد .
-         اگر براي زودتر رسيدن اتوبوس سيگار را روشن کني اتوبوس ديرتر مي آيد. 
قوانين كامپيوتري مورفي : 
-         ديسک مشتري در سيستم تو خوانده نمي شود.  
-    اگر براي خواندن آن نرم افزار پيچيده اي روي سيستمت نصب کني آخرين باري خواهد بود که چنين ديسکي به دستت مي رسد . 
قوانين عاشقانه ‌ي مورفي : 
-         همه خوب ها تصاحب شده اند ، اگر تصاحب نشده باشند حتما دليلي دارد . 
-         هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد، فاصله اش از تو بيشتر است. 
-    شعور ضربدر زيبايي ضربدر در دسترس بودن مساوي عددي ثابت است. ( که اين عدد هميشه صفر است).
-         ميزان عشق ديگران نسبت به تو نسبت عکس دارد با ميزان علاقه تو به آنها. 
-    چيزهايي که يک زن را بيش از هر چيز به مردي جذب مي کند همانهايي اند که چند سال بعد بيشترين تنفر را از آنها خواهد داشت .  
 
و اما سرنوشت خود آقاي مورفي : 
يه شب تو يه بزرگراه سوخت ماشين آقاي مورفي تموم مي شه. اون شب تو بزرگراه ترافيک بوده و ماشين ها با سرعت مورچه مي رفتن. آقاي مورفي هم مي زنه بقل که بقيه رو با تاکسي بره. همينجوري ريلکس کنار بزرگراه واستاده بوده که يهو ماشين يه توريست انگليسي که داشته خلاف جهت مي اومده تپٌي مي زنه بهش و مي ميره.اتفاقا اون روز لباسش هم سفيد بوده . حالا فکر کن  با يه لباس سفيد کنار يه بزرگراه شلوغ واستاده باشي. بعد يه گاگولي در جهت مخالف بياد بهت بزنه و بميري . احتمالا موقع جون دادن اين جمله ي معروفش روي لبش بوده : 
  " اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه
 

+ تاریخ  سه شنبه 22 دی1388زمان 22:50  توسط علی   | 

لوازمی که مهاجرین با خود می آورند به عوامل مختلفی بستگی دارد. از جمله تعداد اعضای خانواده، وضعیت مالی، مدت اقامت و غیره. فروشگاه های ایرانی در کانادا، معمولا اکثر مایحتاج خوراکی خانواده های ایرانی را مطابق ذائقه و سلیقه ایرانیان فراهم می کنند اما آنچه که در لیست زیر می آید در واقع مواردی است که در بدو ورود لازم می شود ، دارای تفاوت قیمت زیاد با ایران بوده و یا مشابه آنچه که در ایران است در اینجا موجود نیست.
توجه داشته باشید آوردن اقلام زیاد و حجیم همیشه به صرفه نیست چون مبلغ کلانی باید بابت اضافه بار بپردازید که گاها از ارزش جنس بیشتر است!
قبل از بستن چمدان ها حتما حتما فهرست کتبی تهیه کنید تا چیزی جا نماند.

- ظروف غذاخوری به تعداد اعضای خانواده: (شامل بشقاب،قاشق،جنگال،کارد)
- لوازم آشپزی:(شامل 2 عدد قابلمه،ماهیتابه، سینی، کاسه ، سبد، کفگیر و ملاقه،)
- لوازم منزل: (پتو ، بالش، ملحفه )، در صورت نیاز و برای اقامت موقت.
- لباس: (انواع لباس زمستانی،کفش، )
- دارو: (داروهای روزمره)
- خوراکی: سبزی خشک( به مقدار زیاد، بخصوص تره!)، زعفران، تعدادی کنسرو و تن ماهی .
- مدارک: (گذرنامه و برگ تأییدیه ویزا، بلیط هواپیما، برگ افتتاح حساب در بانک کانادا ، شناسنامه ، کارت ملی ، گواهینامه رانندگی ، سند ازدواج،مدارک تحصیلی خانواده، مدارک پزشکی، کارت واکسیناسیون کودک،گواهی های اشتغال( ترجمه) ، عکس های پرسنلی )
- محصولات فرهنگی: (رایانه ( در صورت تمایل بدون مانیتور)،سی دی های نرم افزار و فیلم و کارتون، کتاب های مورد نیاز و بویژه دیکشنری- سی دی های بازی های غیر رایانه ای موجود در بازار ایران، مثل پلی استیشن، با دستگاه های موجود در کانادا هم خوانی ندارند. )
- پول ( فقط دلار کانادا).

توجه داشته باشید برق کانادا 110 ولت است و اگر لوازم برقی نظیر رایانه ، دوربین، ریش تراش ، سشوار و غیره را با خود می آورید، قبلا نسبت به هم خوانی آنها مطمئن شوید.

همچنین بهتر است تعدادی تبدیل کوچک دوشاخه ایرانی به دوشاخه های 110 ولت به همراه داشته باشید.
110plug

نقل از ایرانتو

+ تاریخ  پنجشنبه 17 دی1388زمان 0:38  توسط علی   | 

يك مرد پس از ۲ سال خدمت پي برد كه ترفيع نمي گيرد، انتقال نمي يابد، حقوقش افزايش نمي يابد، تشويق نمي شود. بنابراين او تصميم گرفت كه پيش مدير منابع انساني برود. مدير با لبخند او را دعوت به نشستن و شنيدن يك نصيحت كرد: «از تو به خاطر ۱ يا ۲ روز كاري كه تو واقعاً انجام مي دهي، تقدير نمي شود.»
مرد از شنيدن آن جمله شگفت زده شد اما مدير شروع به توضيح نمود.
مدير : يك سال چند روز دارد؟
مرد: ۳۶۵ روز، بعضي مواقع ۳۶۶.
مدير: يك روز چند ساعت است؟
مرد: ۲۴ ساعت
مدير: تو چند ساعت در روز كار مي كني؟
مرد: از ۱۰صبح تا ۶ بعدازظهر؛ ۸ ساعت در روز.
مدير: بنابراين تو چه كسري از روز را كار مي كني؟
مرد: ۳/۱
مدير: خوبت باشه!! ۳/۱ از ۳۶۶ چند روز مي شود؟
مرد: ۱۲۲ روز.
مدير: آيا تو تعطيلات آخر هفته را كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: در يك سال چند روز تعطيلات آخر هفته وجود دارد؟
مرد: ۵۲ روز شنبه و ۵۲ روز يكشنبه، برابر با ۱۰۴ روز.
مدير: متشكرم. اگر تو ۱۰۴ روز را از ۱۲۲ روز كم كني، چند روز باقي مي ماند؟
مرد:۱۸ روز.
مدير: من به تو اجازه مي دهم كه در تا ۲ هفته در سال از مرخصي استعلاجي استفاده كني .حال اگر ۱۴ روز از ۱۸ روز كم كني ، چند روز باقي مي ماند؟
مرد: ۴ روز.
مدير: آيا تو در روز جمهوري (يكي از تعطيلات رسمي مي باشد) كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: آيا تو در روز استقلال (يكي ديگر از تعطيلات رسمي مي باشد) كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: بنابراين چند روز باقي مي ماند؟
مرد: ۲ روز آقا.
مدير: آيا تو در روز اول سال به سر كار مي روي؟
مرد: نه آقا.
مدير :بنابراين چند روز باقي مي ماند؟
مرد: ۱روز آقا.
مدير: آيا تو در روز كريسمس كار مي كني؟
مرد: نه آقا.
مدير: بنابراين چند روز باقي مي ماند؟
مرد: هيچي آقا.
مدير: پس تو چه ادعايي داري؟
مرد: !!!
نتيجه اخلاقي:
هرگز از مديريت منابع انساني كمك نخواهيد

+ تاریخ  پنجشنبه 17 دی1388زمان 0:12  توسط علی   | 

هر وقت من يك كار خوب مي كنم مامانم به من مي گويد بزرگ كه شدي برايت يك زن خوب مي گيرم.
تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تايش را به من داده است.

حتمن ناسرادين شاه خيلي كارهاي خوب مي كرده كه مامانش به اندازه استاديوم آزادي برايش زن گرفته بود. ولي من مؤتقدم كه اصولن انسان بايد زن بگيرد تا آدم بشود ، چون بابايمان هميشه مي گويد مشكلات انسان را آدم مي كند.
در عزدواج تواهم خيلي مهم است يعني دو طرف بايد به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خيلي به هم مي خوريم.

از لهاز فكري هم دو طرف بايد به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولي مامانم مي گويد اين ساناز از تو بيشتر هاليش مي شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نيست چه بسيار آدم هاي بزرگي بوده اند كه كارشان به تلاغ كشيده شده و چه بسيار آدم هاي كوچكي كه نكشيده شده. مهم اشق است !

اگر اشق باشد ديگر كسي از شوهرش سكه نمي خواهد و دايي مختار هم از زندان در مي آيد من تا حالا كلي سكه جم كرده ام و مي خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهريه و شير بلال هيچ كس را خوشبخت نمي كند. همين خرج هاي ازافي باعث مي شود كه زندگي سخت بشود و سر خرج عروسي داييمختار با پدر خانومش حرفش بشود دايي مختار مي گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شايد حقوق چتر بازي خيلي كم بوده كه نتوانسته خرج عروسي را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ايم كه بجاي شام عروسي چيپس و خلالي نمكي بدهيم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتي مي خوري خش خش هم مي كند!

اگر آدم زن خانه دار بگيرد خيلي بهتر است و گرنه آدم مجبور مي شود خودش خانه بگيرد. زن دايي مختار هم خانه دار نبود و دايي مختار مجبور شد يك زير زميني بگيرد. ميگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پايين! اما خانوم دايي مختار هم مي خواست برود بالا! حتمن از زير زميني مي ترسيد. ساناز هم از زير زميني مي ترسد براي همين هم برايش توي باغچه يك خانه درختي درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست.. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتي قهر مي كند بعد آشتي مي كند ولي اگر دعوا كند بعد كتك كاري مي كند بعد خانومش مي رود دادگاه شكايت مي كند بعد مي آيند دايي مختار را مي برند زندان!

البته زندان آدم را مرد مي كند.عزدواج هم آدم را مرد مي كند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خيلي بهتر است!
اين بود انشاي من

+ تاریخ  چهارشنبه 16 دی1388زمان 23:48  توسط علی   | 

 

 

آغاز    سال   نو  

 

میلادی    بر   همه  

 

جهانیان    مبارک

 

HAPPY  NEW   YEAR

 

 

+ تاریخ  جمعه 11 دی1388زمان 0:15  توسط علی   | 

ایرانتو: از جمله موارد مهمی که هر تازه واردی در بدو ورود به کانادا ، می بایست بلافاصله خود را با آن تطبیق دهد، موضوع احترام به قوانین موجود در این کشور و عمل کردن بدانهاست.

قانون و نظم و انضباط اجتماعی ، یکی از شاخصه های کشورهای توسعه یافته است. از شیوه رانندگی گرفته تا رعایت حریم خصوصی دیگران و حفاظت از اموال عمومی.

در کانادا تکلیف همه روشن است. هیچ میان بری برای رسیدن به هدف وجود ندارد و همه باید با آرامش و حوصله، مراحلی را که برای هر موضوعی طراحی شده، طی کنند.
مجریان قانون ، ناظران و قاضیان را نمی توان به راحتی خرید. اگر معترض به ضایع شدن حقوقتان باشید، راه برای پیگیری آن از طریق مراجع ذیصلاح باز است و نمی توانید به صرف مخالفت با یک قانون یا احساس ناعادلانه بودن مقررات اعمال شده ، از اجرای  آنها طفره بروید.

البته نباید از جملات فوق چنین نتیجه گرفت که کانادا یک کشور کامل و بی عیب و نقص است. چرا که رد و پای برخی از تبعیض ها و بی عدالتی ها ، بویژه نسبت به مهاجران یا بومیان اولیه، همواره در سیاست های کلان و ریز کشور وجود داشته و آنها که بمرور در این جامعه جذب می شوند، نمودهای آن را بخوبی ملاحظه می کنند.

آنچه منظور و هدف ماست، بیشتر مقررات و قوانین اجتماعی است که با رعایت آنها آرامش و نظم در زندگی روزمره مردم ایجاد می شود. چیزی که ما نمونه های آن را کمتر در ایران خودمان می بینیم.

traffic2


شیوه رانندگی در کانادا بگونه ای است که برغم وجود ترافیک سنگین ، آرامش صاحبان خودرو بر هم نمی خورد و همگان در یک صف ، مسیر را طی می کنند. هیچ کس به مسیرهای دسترسی، و خطوط مقابل تجاوز نمی کند و طبیعتا آنان که دیرتر وارد مسیر شوند، دیرتر نیز به مقصد می رسند. اگر هنگام گردش به چپ یا راست بموقع عمل نکنند ، به راه خود ادامه می دهند تا به تقاطع بعدی برسند. صاحبان موتورسیکلت و دوچرخه هم ، همانند خودروها ، مقررات را بدقت رعایت می کنند  و از سوی دیگر عابران پیاده نیز تنها در هنگام چراغ قرمز و از طریق محل خط کشی، عبور می کنند و به همین دلیل از حضور مأموران پلیس در تقاطع ها خبری نیست.

در فروشگاه ها، بانک ها و سایر موارد نیز همگان در صف منظمی می ایستند و کسی بفکر جلو زدن از دیگران نمی افتد، بلکه اگر احساس کند فرصتی برای ایستادن در صف ندارد، آن محل را ترک می کند. فرهنگ بالای مردم، اجازه وارد کردن خسارت به اموال عمومی را به آنان نمی دهد، بلکه خود در نقش نگاهبان ، از امکاناتی که با پول مالیات پرداختی آنها تهیه شده، دفاع می کنند.

line3


اندیشه دزدی و سرقت به فکر کمتر کسی خطور می کند، چرا که اولا چیز زیادی نصیبشان نمی شود و دوم، یافتن فرد خلافکار با توجه به شبکه گسترده کنترل ساکنین و تشخیص هویت، کار سختی نیست. ضمن اینکه اگر طرف مورد نظر مهاجر باشد، کار خلاف او ممکن است به قیمت اخراج از کشور نیز تمام شود.

البته عده ای معتقدند، وجود همان سیستم امنیتی دقیق و رایانه ای که باعث می شود، تقریبا تمامی سازمان ها و مراجع دولتی، به جزئیات هویت فردی شما دسترسی داشته باشند، مردم را مجبور به پیروی از قانون می کند، چرا که هر فرد خاطی، در کوتاه ترین زمان ممکن ، شناخته شده و مورد پیگرد قرار گیرد و اینگونه نیست که بتوان چک بی محلی را کشید و از عواقب آن در امان ماند.

سیستم قانونگذاری در کانادا بر مبنای اعتماد به مردم طراحی شده است و همه افراد قابل اعتماد و مبرا از اتهام هستند، مگر اینکه عکس آن ثابت شود. شما می توانید اطلاعات و مدارک نادرست و حتی وارونه ای به مراجع مختلف ارائه کنید و آنها هم ملزم به پذیرش ادعاهای شما هستند و بخاطر احترامی که به شهروندان قائل هستند، نمی توانند از شما بخواهند که مدام هویت خودتان را ثابت کنید.

اما اگر پس از بررسی اطلاعات و یا اظهارات شما، به موارد دروغ و ناصحیح برخورند، جایگاه و اعتبار شما نه تنها در آن زمینه، بلکه در همه بخش های جامعه خدشه دار می شود و شما می بایست مسیر بسیار طولانی و پر دردسری را برای ترمیم آن طی کنید و چه بسا به همین دلیل فرصت های گرانبهایی را در مسیر پیشرفت شغلی و مالی خود از دست بدهید.

ناگفته نماند، در بسیاری موارد ، طی کردن مسیرهای قانونی برای رسیدن به اهداف، باعث ایجاد سیستم بروکراسی و کاغذبازی فراوانی گشته که خود آنها نیز ، از این موضوع شاکی و ناراحت هستند.

با در نظر گرفتن موارد فوق، ما همیشه به هموطنان تازه وارد توصیه می کنیم که از بحث کردن با کارمندان و مأموران دولتی برای رسیدن به هدفشان پرهیز کنند چون آنها فقط قانون را اجرا می کنند و هیچ استثنایی برای کسی قائل نمی شوند. اعتراض بسیار کوچک شما به یک مسئله نیز در اینجا با ظاهر شدن آنی یک مأمور امنیتی همراه می شود!  باید شرایط موجود را بپذیرید و سپس سر فرصت در مورد نحوه ارائه شکایت و اعتراض خود تصمیم بگیرید.  که البته با گذشت زمان و یافتن آرامش، متوجه خواهید شد که در بیشتر وقت ها، رسیدن به درخواست مورد نظر ، به دردسر پیگیری موضوع  و وقت گذاشتن برای مبارزه با عوامل دخیل در آن، نمی ارزد!

+ تاریخ  چهارشنبه 9 دی1388زمان 0:45  توسط علی   | 

Employment opportunities rose across Canada last month, but British Columbia suffered a slight decline, according to a job market report released Wednesday by CareerAIM.

The job search agency said the number of new job postings nationally rose 4.2 per cent, or 7,500 jobs, in November compared to October.

However CareerAIM also reported that November postings across Canada were 12.4 per cent below the same month a year earlier.

The agency reported that the outlook for new jobs fell 1.0 per cent in B.C. between October and November.

New job offerings also fell in Newfoundland and Labrador (4.8 per cent), Saskatchewan (1.7 per cent), New Brunswick (1.5 per cent) and Quebec (1.1) per cent.

CareerAIM noted that the rate of decline in new job notices in B.C. was slower than a month earlier – 1.0 per cent compared to a 6.0-per-cent drop between September and October.

Year to year, B.C. shows a relative improvement although overall job postings remain substantially lower than they were before the onset last year of an ongoing global economic recession.

The agency reported that B.C. had 15,235 job postings in October, with that number dipping to 15,086 in November – a drop of 149 postings, or 1.0 per cent.

In October 2008, CareerAIM tallied 20,726 postings for B.C.

“In the year over year figures we are seeing a little bit of an improvement,” CareerAIM president David Forster said in a phone interview from Toronto. “But that’s mainly because at this time last year we were just starting to see a really sharp decline in the job market because of the effect of the recession on the economy.

“I guess it’s encouraging because the trend is looking better than at this time last year, but there is still some distance to go.”

CareerAIM collates employment data from a wide array of sources to come up with a general portrait of the look-ahead employment market – contrasting with Statistics Canada’s monthly review of changes in actual employment numbers.

“We consolidate published job opportunities from just about every source that’s available – anything that’s published on the Internet, for example, on company websites or on commercial job boards, government job banks, newspapers,” Forster said.

“Before the job is actually hired, often the job is advertised so it’s a pretty good way to see what is likely to happen in the job market.

“Our primary reason for doing that is that we offer a job search engine for our clients, but the side benefit is that we are able to characterize what’s going on in the job market at the same time.”

Helmut Pastrick, chief economist for Central 1 Credit Union, said Statistics Canada has been reporting “some” improvement in job prospects in the past three months, but noted that the B.C. unemployment rate “remains at its highest level yet during this recession, at 8.3 per cent.”

“We are beginning to see some job growth numbers come out more consistently so it looks as if, from a job creation point of view, the worst numbers are behind us and we are beginning to seize job growth.

“But the unemployment rate remains high – 8.3 per cent is the highest yet during this recession and potentially could climb a couple of notches higher.”

+ تاریخ  سه شنبه 8 دی1388زمان 0:19  توسط علی   | 

 
var ns4up = (document.layers) ? 4 : 0; // browser sniffer var ie4up = (document.all) ? 1 : 0; var dx, xp, yp; // coordinate and position variables var am, stx, sty; // amplitude and step variables var i, doc_width = 400, doc_height = 500; if (ns4up) { doc_width = self.innerWidth; doc_height = self.innerHeight; } else if (ie4up) { doc_width = 1000; doc_height = 1000; } dx = new Array(); xp = new Array(); yp = new Array(); am = new Array(); stx = new Array(); sty = new Array(); for (i = 0; i < no; ++ i) { dx[i] = 0; // set coordinate variables xp[i] = Math.random()*(doc_width-50); // set position variables yp[i] = Math.random()*doc_height; am[i] = Math.random()*20; // set amplitude variables stx[i] = 0.02 + Math.random()/10; // set step variables sty[i] = 0.7 + Math.random(); // set step variables if (ns4up) { // set layers if (i == 0) { document.write(""); } else { document.write(""); } } else if (ie4up) { if (i == 0) { document.write("
"); } else { document.write("
"); } } } function snowNS() { // Netscape main animation function for (i = 0; i < no; ++ i) { // iterate for every dot yp[i] += sty[i]; if (yp[i] > doc_height-50) { xp[i] = Math.random()*(doc_width-am[i]-30); yp[i] = 0; stx[i] = 0.02 + Math.random()/10; sty[i] = 0.7 + Math.random(); doc_width = self.innerWidth; doc_height = self.innerHeight; } dx[i] += stx[i]; document.layers["dot"+i].top = yp[i]; document.layers["dot"+i].left = xp[i] + am[i]*Math.sin(dx[i]); } setTimeout("snowNS()", speed); } function snowIE() { // IE main animation function for (i = 0; i < no; ++ i) { // iterate for every dot yp[i] += sty[i]; if (yp[i] > doc_height-50) { xp[i] = Math.random()*(doc_width-am[i]-30); yp[i] = 0; stx[i] = 0.02 + Math.random()/10; sty[i] = 0.7 + Math.random(); doc_width = document.body.clientWidth; doc_height = document.body.clientHeight; } dx[i] += stx[i]; document.all["dot"+i].style.pixelTop = yp[i]; document.all["dot"+i].style.pixelLeft = xp[i] + am[i]*Math.sin(dx[i]); } setTimeout("snowIE()", speed); } if (ns4up) { snowNS(); } else if (ie4up) { snowIE(); }

دريافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

كدهای جاوا وبلاگ




كد بارش قلب